قصه تعريض
پل راه آهن كاشاني- بخش دوم
گفتگويي با
ميرحسيني، رئيس شوراي سوم شهر يزد
مهندسی ترافیک در یزد را نمی توانیم اجرا كنيم
شهرداری در فرهنگ سازی ترافیکی کوتاهی کرده و من راهنمایی رانندگی را موفق
تر می دانم
اگر بجای مدیریت واحد شهری، تفکر واحد شهری هم بود، خودش جوابگوی بسیاری
از مشکلات بود
هرگاه تعامل و هم دلی و همفکری بین دو ارگان شهرداری و وراهنمایی رانندگی
نبوده مردم چوبش را خورده اند
بازار ستاره که شروع به کار کند، میدان آزادی قفل خواهد شد؛ و شکی در آن
نیست
** شهرداری یزد اعلام کرده است که پروژه تعريض پل راه آهن خیابان کاشانی
بطور شبانه روزی در حال انجام مي باشد!؟
نه! اینطور
نیست!
** اما تابلو و اعلامیه و بنرهایی با این مضمون در داخل شهر نصب شده و هست؟
الان چند روزی است که راه را بسته اند، و اما چه کار هایی می شد انجام
داد، تا اینگونه مردم دچار مشکل و بگونه ای سردرگمی نمی شدند؟
من با آقای
شهردار نیز صحبتی در این مورد انجام داده ام و فکر می کنم که باید ما نقشه
تاسیسات را از واحدهای مربوطه می گرفتیم، مثلا آب نقشه اش کجاست، یا گاز و
غیره، و یا حداقل اگر نقشه نبود سنداج می کردیم، نه به این معنی که ما
انجام می دادیم، منظورم این است که پیمانکار را الزام به اینکار می کردیم
که آقا این نقشه هست بیا سنداژ کن که این تاسیسات هر کدام در کجا قرار
دارند.
این خود یک
مبحث هست و مبحث بعدی که به خود آقای شهردار هم عنوان کردم من در کش و قوس
هایی که بین شهرداری و راهنمایی و رانندگی صورت گرفت، به نوعی حق را به
جانب راهنمایی می دهم و نمی خواهم که به حساب صنفي و طیفی و دسته ای عمل
کنیم، یعنی حق به جانب راهنمایی هم می دهیم، منتهی راهنمایی هم كه از کار
ممانعت کرد، نتوانست راهی را برای انجام کار نشان دهد. من به آقای شهردار
گفتم زمانی که ما می خواهیم مثلا فلان محلی را احداث کنیم، باید بیاییم و
لایه لایه کنیم، یعنی از نظر راهنمایی مردم، باید کار خود را لایه لایه
کنیم.
لایه اول
ما از این سمت باید از سه راه بافق شروع شود، یعنی ما در سه راه بافق
اطلاع رسانی کنیم که جاده در کيلومتر فلان مسدود هست و این برای افراد
مهمان و مسافر هست که بدانند اگر می توانند به یزد نیایند، اطلاع داشته
باشند که جاده مسدود هست. خیلی مواقع داریم مسافریني که به یزد می آیند و
وقتی می بینند که راه مسدود است و مسافر راه را بلد نیست می آید سرگردان و
گم می شود ، و زمانی که در مسیر سرگردان شد، مسیری سه برابر من طی می کند،
بنده که راه را بلدم از این مسیر عبور می کنم، ولی اين شخص مسافر، سه
برابر من، زمان و انرزی باید مصرف کند تا راه را پیدا کند، از آنجا می
توانستیم خیلی ها را مسیر دهیم و در مورد همشهریان هم به سادگی مسیر می
گرفتند.
لایه دوم را
بايد میدان ابوذر قرار می دادیم و یا مسیرهایی مثل پشت باسکول یا مسیرهای
مرتبط اطلاع رسانی می کردیم، چون خیلی از مردم می دانند که راه مسدود است
اما بر طبق عادت و مشغله های موجود فراموش می کنند که این راه بسته است و
وارد ترافیک می شوند، و بجای اینکه پلیس جلوی او را بگیرد او از قبل مسیر
خود را عوض می نمود و در اصل پلیس باید در آخرین نقطه قرار می گرفت. از
آنطرف هم می توانستیم از میدان الغدیر شروع کنیم، بعد بیاییم نزدیک دروازه
قرآن و تمام مسیرها را هدایت و اطلاع رسانی می نمودیم، به نظرم اطلاع رسانی
کم و غیرکارشناسی بود و من در بحث اینکه راهنمایی و رانندگی در روز اول
اجرای طرح مقاومت کرد و حتی مسئولینی که تماس می گرفتند و گفتند شما با
راهنمایی رانندگی تماس بگیرید، بنده گفتم که من تماس نمی گیرم بخاطر اینکه
می توانستم بگویم که به نوعی حق به جانب آنها بود و اعتقاد دارم که وقت
مردم ارزش دارد ...
این تقریبا
مجموع کارهایی بود که به نظر من می توانست قبل از بستن مسير انجام گیرد تا
این مشکل برای مردم ایجاد نشود و اعتقاد دارم که زمان كار نیز باید سه شیفت
شود، یعنی ما اگر بخواهیم یک شیفت و تا هر وقت پیمانکار خوشش می آید کار
کند نمی شود، و این محل یکجایی هست که مثلا اگر ما یک برآورد سرانگشتی می
کردیم می دیدیم چقدر ماشین رد می شود می امدیم میزان معطلی مردم را حساب می
کردیم ومن فکر می کنم هر نفر حدود 10 دقیقه معطلی را باید برایش منظور
کنیم حالا بیایید حساب کنید ببنیم در زیر پل چندتا ماشین رد می شود بعد می
امدیم وقت تلف شده را حساب می کردیم می دیدیم که چندهزار ساعت وقت تلف
شده به خاطر این پل برای مردم داشته ایم، در صورتی که می توانیم آنرا به یک
سوم تقلیل کنیم . بگوییم به جای 8 ساعت کار 24 ساعت یا بخواهیم کمتر حساب
کنیم بشود 16 ساعت که می شود نصف این معطلی برای مردم داشت و پشت این قصه
وقت مردم و اعصاب خردی برای مردم نیز هست و به نظر من در این قضيه و
راهنمایی مردم، عملیات اجرایی مناسبی صورت نگرفته است
** بحث تعریض پل دانه سا آنهم در برنامه شهرداری هست و جاده ای که منتهی
می شود به این پل به تازگی لوله گذاری و حفاری در ان صورت گرفته بود و جاده
ناهموار و در مناطقی دارای خاک و آلودگی بود آیا حداقل نمی شد قبل از اینکه
برای احداث پل کاشانی اقدام کنند این مسیر را برای مردم هموار و اجرای طرح
پل دانه سا را زودتر انجام می دادند؟
بنده که در
هر دو ارگان کار کردم، و بنوعي، هم شهردارچی و هم راهنمایی چی بوده ام، مي
توانم بگويم، هرگاه تعامل و هم دلی و همفکری بین
دو ارگان شهرداری و وراهنمایی رانندگی نبوده مردم چوبش را خورده اند
من خودم به نوعی فکر می کنم که همدلی و همفکری بین حمل و نقل شهرداری و
راهنمایی رانندگی در کار نیست و حالا عمده اش به کجا برمی گردد؟ بر می
گردیم به عدم وجود مدیریت واحد شهری، من زمانی به آقای چمران نیز در تهران
گفتم که این مدیریت واحد شهری که اینقدر داد می زنید که چیز جدیدی هست،
اصلا چیز جدیدی نیست، من گفتم که شما چرا دنبال چیز جدید می روید! می گویند
که از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید. بیایند
شهرداری اوایل انقلاب یا قبل از انقلاب ، شهرداری که آب و برق گردنش بود.
شهرداری که مجوز و پروانه می داد. شهرداری که راهنمایی رانندگی زیر نظرش
بود. همه اینها به نوعی شکلی از مدیریت واحد شهری بود. نمی گویم به شکل
آرمانی که فکر می کنم هیچ وقت نیز به عرصه عمل وارد نشود، یعنی اگر این
حالا امروز انجام می شد، بسياري از مشكلات حل مي گشت.
مردم نماد
ناهماهنگی و سر درگمی را حفاری ها می دانند، یعنی مردم هر چیز که را می
خواهند نماد ناهماهنگی اعلام کنند، به حفاري ها اشاره مي كنند.
یک نمونه آن
حفاری های میدان شهدای محراب است. حدود یک سالی است که ميدان شروع بکار
کرده، و الان دارند باز در این میدان حفاری مي کنند. حالا کانال مشترک هم
شاید یک بحث آرمانی باشد، ولی مدیریت واحد شهری که نیست هيچ! متاسفانه
تفکر مدیریت واحد شهری نیز وجود ندارد. یعنی بنده معتقد هستم که
اگر بجای مدیریت واحد شهری، تفکر واحد شهری هم
بود، خودش جوابگوی بسیاری از مشکلات بود، الان ما نمونه اش را
داریم. پايانه مسافربری براي افتتاح و بهره برداري فقط معطل انشعابات شهری
است و شهرداری که می گویند کلید طلایی شهر در دستش هست! نتوانسته آب آنجا
را وصل کند و به نوعی ميلیاردها سرمایه آنجا بدون استفاده مانده است
** با توجه به این فاصله ای که پایانه مسافربری جدید با مركز شهر دارد اصلا
این پايانه دور از شهر، به نفع مردم هست و می تواند مشکل شهر را حل بکند؟
من فکر می
کنم به نفع شهر است، ببینید بحث تراقیک که یک بحث جدایی است، بحث ورود
ماشین های سنگین به داخل شهر و آسیب های آن در داخل شهر هم یک بحثی است و
معتقدم که محل احداث پایانه جدید، شهر هست و ما نمی توانیم بگوییم خارج از
شهر هست، چون شهر است و ما در آن بسیاری از موضوعات را مد نظر قرار داده
ایم. در داخل ان یک سوئیت هایی قرار داده ایم برای استراحت راننده ،که یکی
از راهای جلوگیری از تصادفات همین است، یعنی اگر ما بتوانیم راننده را به
جایی برسانیم که بتواند خوب استراحت کند، آمار تصادفات را نيز كاهش داده
ايم. امکانات خوب و مناسبی در پايانه جديد است، اما بستگی دارد به اینکه
چگونه مدیریت شود، اگر درست مدیریت شود، که بسیار خوب است. اما اگر بد
مدیریت شود، مشکل ایجاد می کند،
اگر ما
بتوانیم با مدیریت صحیح، مثلا وسایل حمل و نقل عمومی همچون تاکسی و اتوبوس
را در این مسیر قرار دهیم، تا با رسیدن مسافر آنها را با نرخ مصوب به داخل
شهر بیاورند خوب است و به نظر من همه امکانات برای مسافر در آنجا مورد توجه
قرار گرفته مثل کافی نت و غیره…
**مثلا کسی که می خواهد از حسن آباد یا اکرم آباد و حتی صفائيه و ميدان
ابوذر به این پایانه مراجعه نماید چه مسافتی را باید طی کند و چه مقدار
باید کرایه دهد؟ و من فکر می کنم مديران و مسئولان و برنامه ريزان در این
طرح، اصلا مردمی را که می خواهند از این محل استفاده کنند ندیده اند.
شما به
هرکجا ایران که بروید مثلا اصفهان یا تهران هم همچنین است، اما در یزد مسیر
آنچنان طولاني نیست. منتهی گفتم اگر مدیریت صحیح داشته باشيم و با توجه
به اینکه سفر هم هر روزه نیست مشکلی پیش نخواهد آمد
** و اگر این مدیریت نباشد چه خواهد شد؟
ما اگر نتوانیم مدیریت کنیم دو سرمایه مادی و مردم را از دست داده ایم،
ولی اینکه بگوییم پايانه دور است، اینطور نیست و دست رسی خوبی به جاده دارد
و می تواند در آینده و در کنارش خیلی کارهای صورت گیرد
** به شرط اینکه مدیریت قوی داشته باشد
بله درست
است ضمن اینکه ما دیگر نمی تواینم به این ترمینال(موجود) بگوییم ترمینال،
حالا ممکن هست مردمي که می خواهند سریع به مقصد برسند، اینجا را به عنوان
ترمینال قبول داشته باشند،اما خود شما این ترمینال را بعنوان ترمينال می
پذیرید؟ بروید ببنیئد در آنجا چه امکانات و سرمایه ای برای احداث پایانه
جدید استفاده شده است.
** خیابان های كم عرض یزد تا چند سال دیگر تحمل این ترافیک را دارد؟ و با
توجه به وجود چند پاساژ در خيابان فرخي، بازار ستاره که شروع بکار کند چه
می شود؟
بازار ستاره که شروع به کار کند، میدان آزادی که قفل خواهد شد؛
و شکی در آن نیست. منتهی ما دنبال ان
هستیم، (که البته به عنوان یک تئوری عرض می کنم) که پارکینگ دادگستری و
مدرسه شاهد را در کنار هم قرارش دهیم و یک پارکینگ طبقاتی مناسبی احداث
شود، منتهی به گونه اي یک مقدار از بحث شورا بايد خارج شد.
ما برای
ترافیک سه ضلع قائل هستیم. اول آموزش، بعد اجرای مقررات و در آخر مهندسی
ترافیک. یعنی ما باید اول بستر را آماده کنیم، آموزش هم حد کافی داده شود
بعد وارد بحث ترافیک شویم. یعنی شما که بستر برایت آماده شد و آموزش هم
دیدی حالا اگر کوتاهی و غفلت کنی، شما را جریمه می کنیم و من معتقد هستم
که مهندسی ترافیک در یزد را نمی توانیم اجرا كنيم.
خیلی مشکل داریم. ولی در بعد فرهنگ سازی هم موفق نشده ایم و ضعیف عمل کرده
ایم. مثلا شما خیابان امام را تصور کنید. پهنای ان را بر فرض 18 متر
بگيريد. فقط کافی است که در یک نقطه از آن یک اتومبيل بیاید و دوبله پارک
کند. همه این خیابان ترافیک می شود، یعنی همه این خیابان پهنایش سه متر و
نیم کم شده و مي شود و این را باید خود مردم رعایت کنند. البته من هم در
شورای شهر و شهردار هم در کار خود باید وظایف خود را مثل ساخت پارکینگ
انجام دهد، تا مردم بروند در پارکینگ توقف کنند. پس مهندسی ترافیک را نمی
گویم که کامل، ولی تا حدی موفق نبوده كه بتواند بستر لازم را آماده کند.
یعنی من معتقد هستم خیابان هاي يزد از نظز عرضی سالهای دیگر هنوز گنجایش
استفاده را دارد، البته اگر که فرهنگ عبور و مرور مناسبی را در آن تدوین
و نهادینه کنیم. مثلا در خیابان امام، اگر ما فقط بتوانیم از پارک دوبله
جلوگیری کنیم، شما الان خودتان به عنوان راننده، هیچ وقت به باند کناری نمی
روید، می دانید چرا؟ چون که مطمئن نیستيد در باند كناري اتومبيل دوبل پارک
نشده باشد. مثلا به کنار مسجد برخوردار که می رسید، یا در جاهای دیگر دوبله
پارک شده و شما باید تغییر مسیر دهید و هر 20 تا 30 متر یک تصادف را ایجاد
می کند، اگر ما می توانسیم بجای اینهمه هزینه مهندسی ترافیک، فرهنگ را در
کنارش بالا می بردیم و پارکینگ نیز اماده مي كرده و می ساختیم، به نظر من
خيابان ها جواب می دهد، ولی فرهنگ ترافیکی موجود نمی گذارد که جواب دهد
** شورای شهر و شهرداری چه قدمی برای فرهنگ سازی که فرمودید برداشته اند؟
فرهنگ سازی
در کشور هنوز بی متولی است یعنی هیچ کس نمی تواند بگوید که امر فرهنگ سازی
به من واگذار شده
** ولی مي تواند جزو وظایف شورای شهر هم باشد
بله! ما در
شورای شهر قبول داریم هر گونه نارسایی كه در سطح شهر صورت می گیرد در آن
دخیل هستیم، نارسایی بهداشتی و فرهنگی و غیره، ممکن است که مسئولین، شورا
را زیاد در این کارها دخیل ندانند و ندهند، اما مردم مراجعه مي كنند و همه
مشکلاتشان را برای ما می اوردند، و من گاهی به اعضا شورای شهر می گویم مردم
وظیفه ما را می دانند و خوانده اند، اما گاهی دولتی ها نخوانده اند و
مسئولین برخی نمی دانند، حتی در مراجعاتمان دیده می شود، گاهی براي
تحقیقات ازدواج نیز مردم به شورای شهر مراجعه می کنند. می گوییم به ما ربطی
ندارد! می گویند شما شورای شهری و وظیفه شما است و در هفته ما شاید دو تا
این موضوع تحقیق ازدواج را داريم
** اینهم را می توان بگونه ای جزو وظایف شورای شهر دانست
نمی گویم
نیست، بله! ممکن است یک هنجاری که در جامعه باشد. بنده خدایی با یک ازدواج
اشتباه می تواند به یک ناهنجار تبدیل شود، می خواهم بگویم که در شورای شهر،
ما کاری که می توانستیم در ترافیک انجام دهیم، انجام داديم. به آقای
شهردار گقتیم شما معاونت حمل و نقل ترافیک را تشکل دهید، که الان تشکل شده
و در جریان هست و در تمام انها نیاز به مدیریت هم فکر و هم سو هست، كه
بتوانند با راهنمایی انجام دهند. ولی فرهنگ سازی، من اعتقاد دارم که
شهرداری در فرهنگ سازی ترافیکی کوتاهی کرده و من
راهنمایی رانندگی را موفق تر می دانم، راهنمایی که در حال انجام
وظیفه هست در بحث فرهنگ سازی موفق تر هست ، حالا فرهنگ سازی هم با نصب یک
تابلو و علامت جواب نمی دهد و من به عنوان رئیس شورای شهر، در خیابان که
رانندگی می کنم، باید کمربندم را ببندم و این خیلی اثر دارد. ممکن است
بستنم اثر نداشته باشد، اما نبستنم اثر مستیقیم دارد و می گویند این بنده
خدا كه رئیس شورای شهر هست و رئیس راهنمایی رانندگی هم بوده کمربند نبسته و
اگر دوبله هم پارك كردم، اگر در ایجاد فرهنگ ترافیکی اثر نداشته باشد ولی
در تخریب آن خیلی موثر هست...
فرهنگ بی
متولی هست اما شهرداری و شورای شهر در زمینه فرهنگ ترافیک هم نتوانستیم ان
جور که باید و شاید عمل کنیم
** نظر شما به عنوان رئیس شورا و یک شهروند و رئیس سابق راهنمایی و
رانندگی، در مورد میدان شهدای محراب و میدان امام حسین (ع) چيست؟یعنی
اینکه چرا مردم مجبور می شوند به خاطر بیست یا سی متر راهی که بد ایجاد شده
خلاف کنند
این میدان
زمانی که شروع شد، من معتقدم که باید به شکلی کار می کردند که بلوار را به
نوعی منتقل کنند به میدان راه آهن ، حالا این اتفاق متاسفانه نیافتاده و ما
دنبال احداث راهی برای آن هستیم، چون می دانید که الان در سطح شهر زمين هاي
بسیاري با متراژ بالا بلااستفاده مانده و به عنوان یک معبر تقریبا متروکه
راهش کردیم، اینکار متاسفانه صورت گرفته و تا حالا طرحهایی که تاکنون اورده
اند هیچ کدام جواب نمی دهد
** یعنی طرح اولیه اشتباه بوده؟
هر طرحی که
منطبق با رفتارهای مردم نباشد، اشتباه است. ما باید رفتارهای خودمان را و
علت اینکه چرا زیباترین طرح های ترافیکی که در کشورهای دیگر جواب مي دهد را
وقتي می آورند اينجا جواب نمي دهد، پيدا كنيم.
چون ما الان
درگیر آن بودیم و در ایران موفق نیست، چون فکر می کنیم که ما آن کشور
هستیم. مثلا یک طرحی را از کانادا و یا انگلستان و حتی کره بر می دارند می
آوردند اينجا و اما تا با آداب مردم منطبق نباشد و به اصطلاح بومی سازی
نشود جواب نمی دهد. من اعتقاد دارم که در این مقوله، مقوله ای است که باید
یک فکری برایش می کردند و همین الان هم مشکل دارد و باید با راههایی مثل
پل روگذر یا زیر گذر حلش کرد، ولی این راه را باز کنند به نظر من اشتباه
هست
** الان که نمی توانند راهی را نیز باز کنند
همان راه
قبلی را باز کنند که تصادفات چنان شدید می شود که مشکل ساز هست
** چند میلیارد برای میدان شهدای محراب و میدان امام حسین هزینه شده، طراح
داشته، نقشه داشته و اما چرا نتیجه کار باعث دردسر مردم شده است؟ معمولا
طرح ها را ایجاد می کنند که مردم در رفاه و اسوده باشند
ببینید رفاه
را خیلی ها دارند و تنها درصدی در رفاه نیستند و برای ما آن درصد مهم
هستند.
**آن کسانی که برای ساخت این میدان آمدند و نقشه و طرح ریزی کردند آیا نمی
دانستند که راه آهن و نيروي انتظامي و اداره دارايي و استانداری و ادارات
دیگری در آن محوطه قرار دارد؟ یا اصلا نمی دانستند که در این مسیر راهی
وجود دارد؟
نمی خواهم
شورا را مبرا کنم، اما این موضوع مرتبط با شورای شهر قبلي بوده، نشستند و
تصمیم گرفتند و ما کار را ادامه دادیم، در مقابل کاری که تقریبا انجام شده
بود
** در میدان شهداي محراب نیز همچینین مشکلاتی وجود دارد.
شهدای محراب
معتقد هستم، که مشکلاتش در آینده بروز خواهد کرد؛ یعنی الان ما بیاییم و
میدان را گردش کنیم که مردم می خواهند، فقط یک تغییر عادی دادیم. اعتتقاد
دارم زمانی که آپارتمان های اطراف میدان شروع بكار كنند، انزمان مشکلات
میدان شروع خواهد شد و من همیشه می گوییم که هر وقت بخواهیم مردم تخلف
نکنند، باید یک مقدار از ایده آل هایمان پایین بیاییم. بله! ممکن هست که
وضعیت میدان محراب ایده آل باشد، ولی آن را با رفتارهای مردم و آینده بايد
بسنجيم. به نظر من باید یک مقدار از ایده آل هایمان عدول می کردیم. امروز
تعداد کمی از مردم ناراضی هستند اما این نارضایتی با شروع آپارتمان های
اطراف میدان بیشتر خواهد شد
**مسئله اصلی این هست که آیا این میدان مهندسی بوده؟ و از نظر ترافیکی جواب
می دهد؟ مورد تایید راهنمایی رانندگی بوده یا نه؟
راهنمایی و
رانندگی فقط ضامن اجرایی مقررات هست، نظرات را افراد فنی در حوزه کاری خود
می دهند. مثل آقایان طرح ترافیکی و یا طرح تفصیلی می دهند، راهنمایی و
رانندگی هم مجبور به اجرای مقررات هست و نظر راهنمایی رانندگی را در کل
کشور، در اجرای طرح ها نمی توانیم بگوییم که شرط هست. منتهی می توانستند در
اجرای طرح، همدلی و همفکری با آنها انجام می دادند
**اینجا می توان گفت که بنوعي حق راهنمایی و رانندگی ضایع شده است! یعنی
اینکه راهنمایی و رانندگی مجبور به جوابگويی تبعاتی مي باشد که شهرداری
ایجاد کرده است
نه! شهرداری
جوابگو هست. راهنمایی و رانندگی ممکن هست در مشکلاتی قرار بگیرد، و در
آینده تخلفاتی که موجبش ما هستیم را جریمه کند. اینجا می توانیم بگوییم که
حقش به نوعی ضایع می شود، تخلفاتی که ما بوجود آورده ایم را مجبور شود
جریمه و برخورد کند، کماکان اگر خط کشي خیابان را در قسمتی از شهر ما
اشتباه انجام دهیم ، بعضی جاها در جاده دیده اید، یک خط کشی را راه و
ترابری کشیده ، خیلی حساب و کتابی در آن نیست. مردم هم دقیق هستند و زود
متوجه می شوند تا می آید روی آن رد شود، پلیس جلوی او را می گیرد و می
گوید شما تخلف کرده اید، پلیس درست است که جلوی تخلف را می گیرد ولی تخلفی
که بوجود آوردنده اصلی ان سازمانی دیگر بوده است، ولی برای این كه بگوییم
که حقش ضایع شده به نظر من تو این قصه درست نیست
** نکته دیگری که وجود دارد الان در اکثر طرح های شهرداری به خصوص میدان
شهدای محراب و میدان امام حسین در هیچکدام عابر پیاده دیده نشده است، یعنی
عابر پیاده را فراموش کرده اند.
برای عابر
پیاده در آینده فضا خواهند داد و یک فضای تعریف شده دارد و اصلا نمی تواند
فضای پیاده رو نداشته باشد. منتهی یک مطلب را می گویم که علت اینکه در یزد
به عابر پیاده مقداری بی توجهی می شود این است که به نظر من یک علتی هم
دارد، شما در بلوار شهید صدوقی توجه کنید، یا دیگر خیابان های شهر به جز
مناطقی مثل خیابان امام و ميدان شهید بهشتی که جدا از این بحث هست، شما
عابرهای آن را بشمارید، می بینید که تعداد انگشت شماری در پیاده رو مشغول
رفت و آمد هستند، و یزد را می توان گفت كه یکی از بدترین شهرهایی هست، که
عابرین، از پیاده رو استفاده نمی کنند
** مثلا برای عبور از عرض خیابان در میدان شهدای محراب خط کشی وجود ندارد و
از ميدان ابوذر تا پارك هفتم تير، تنها یک خط کشی، آن هم در مقابل پارک
هفتم تیر وجود دارد.
قبول دارم
که حق عابر پیاده عایت نمی شود، منتهی تعاریفی نیز برای اینکار وجود دارد،
می گویند مثلا بزرگ راه، راهی است که فلان قدر خط عبور هست و در این معبر
برتری به اتوموبیل داده می شود، بعد می آيد شریان درجه یک، كه برتری در آن
به ماشین داده می شود، حتی در شریان درجه دو نیز برتری به خود رو داده می
شود و من شخصا اعتقاد دارم كه در شریان درجه دو بايد برتری به عابر پیاده
داده می شده است، و این برتری را به اتوموبیل دادن، جفایی بوده که در حق
عابر پیاده صورت گرفته است؛ منتهی پل هایی هم که ما در سطح شهر زدیم مشکل
دارد و من در جلسه ای هم گفتم كه این پل ها، بیلبورد پله دار هست، ما
الان اعلام کردیم که دیگر كسي حق زدن اینگونه پل ها را در شهر ندارد و
اعلام کردیم هر کس می خواهد پل مکانیزه بسازد بیاید، و پل های فعلی هم در
جلسه ای که چند روز پیش داشتیم، قرار شد بیایند و آنها را به آسانسور مجهز
نمایند، مثلا جلوی خرمشاد می شود براحتی و با کمترین هزینه این پل را
مکانیزه کرد و آسانسور برای آن نصب کرد و می توان آنرا به سادگی هوشمند
کرد، که افراد را سوار کند و بالا برد و در صورت بودن عابر در پایین بطور
خودکار پایین بیاید...
ولی این نیز
بیان شد که مردم در آینده به این پل ها عادت می کنند، اعتقاد دارم که در
آینده با پیشرفت هایی که بوجود می آید 5 سال دیگر به این آهن هایی که کلاف
کردیم برای ساخت پل می خندند و می گویند اینها چه بوده که زده اند
** الان در خیلی از شهرهای ایران نیز از پله برقی در پل های عابر پیاده
استفاده می کنند.
ما هم الان
در طرح کارمان هستند و به مناقصه گذاشته ایم و اعلام کرده ایم که هرکس می
خواهد بیاید
** در بسیاری از مسیرها مانند خیابان شهيد بهشتی نیاز به پله برقی هست
ما جاهایی
را که برای این پل ها مد نظرمان هست، احتمالا میدان شهید بهشتی را به دلیل
مشکل میراث فرهنگی آن نتوانیم به زودی حل کنیم ، جلوی مجتمع ستاره، میدان
امام حسین، جلوی امامزاده جعفر، جلوی امامزاده سید جعفر در برنامه مان هست
** در میدان شهید بهشتی نمی توان از پل زیرگذر بجای هوایی استفاده کرد؟
زیر گذر
بسیار پر دردسر هست
** اما جوابگو است
جواب ممکن
است بدهد و ما در صدد هستیم كه اگر بشود حتی مقدار پایین تر هم برویم و به
نوعی مشکلامان را با میراث فرهنگی حل کنیم، ولی بخش خصوصی اعلام آمادگی
کردند و حتی وارد عمل نیز شده اند، امیدواریم که بتوانیم از این پله های
آهنی عبور کنیم و برویم به سمت پله های مکانیزه و یا حداقل آنها را
آسانسوری کنیم
** به دلیل کمبود وقت، می خواهیم بحث را تمام کنیم و در وقتی دیگر به گفتگو
بنشینیم و بحث را ادامه دهيم، و اما یک سوال دیگر در مورد پل راه آهن
کاشانی، الان پروژه ای که در دست گرفته اند، می بینیم که چندین روز از
شروع آن گذشته و یک روز که ساعتی از روز هم گذشته بود، هنوز شروع بکار
نکرده بودند و تابلوی شهرداری هم نصب شده که عملیات این میدان به صورت
شبانه روزی صورت می گیرد، این عملی که در حال انجام هست با شعاری که
شهرداری می دهد هم خوانی ندارد و اگر بصورت 24 ساعته کار می کردند، به گفته
خود شما مدت زمان کمنتری از وقت مردم تلف می شد
من عرض کردم
به هم اندازه که طول زمان کار را اضافه کنیم مدت معطلی مردم کمتر خواهد بود
** بر کار سازمان همیاری های شهرداری چه کسی نظارت دارد؟
شهرداری که
می آید قرارداد می بنند یک زمانی را براي پروژه در نظر می گیرد و به
پیمانکار می گوید که اگر از این تاریخ نتوانی پروژه را تکمیل کنی اینقدر
جریمه خواهی شد و ما در جریان قرار دادشان نیستیم و اگر دخالت کنیم، بگونه
ای می توان گفت مخل جریان عادی آن شده ایم، ولی من به آقای شهردار گفتم که
این پروژه باید سه شیفت کار شود و الان به شکلی شده که من احساس وظیفه می
کنم که برای حل مشکل مردم رفع شود. سه شیفته کار کنیم و به نظر من اگر
تا کمتر 12 شب کار کنند در حق مردم جفا شده است
** دیر شروع بکار می کنند و مردم منطقه هم می بینند و یکی از مردم و کسبه
ان منطقه آن هفته كه با او مصاحبه می کردیم می گفت در اسرائيل و کشورهای
کمونسیتی یک هفته شهرک می سازند، ما 2 ماه می خواهیم یک پل بسازیم و اگر
اینطور پیش رود، ممکن هست بیشتر هم طول بکشد یک روز لوله آب را ترکاندن و
یک روز لوله گاز را و مجدادا دوباره لوله آب را ترکاندند
ما قولی كه
از آقای شهردار گرفتیم 40 روزه هست و گفتند بجای 60 روز 40 روزه طرح تمام
مي شود ولی من معتقد به افزایش زمان هستم و انشاا.. خودم هم دنبال می کنم
و پیگیری می کنم که بتوانیم حداقل تا 12 شب کار انجام شود، فکر می کنم خیلی
هم کار دشوار و سختی هم نیست و بستگی به هنر پیمانکار دارد که چقدر بتواند
و همچنینی هنر کارفرما نیز برای تسریع در کار مهم هست چون مردم در عذاب
هستند و الان مردم در مشکل هستند به ویزه ما جمعیت مهمان هم داریم که وارد
شهر که می شود نمی داند چه خبر هست و بعد در شهر سرگردان می شود، بعضی از
آنها مدتها کارشان هست که راه را پیدا کنند
** پیمانکار را چه کسی انتخاب کرده است؟ مناقصه بوده است؟
بله! مناقصه
بوده است، اما قابل توجه هست که بدانید سازمان همیاری شهرداری می تواند در
مناقصه شرکت نکند و بدون مناقصه هم کار انجام دهد، چون تبصره ماده 19
شهرداری گفته که شرکت هایی که جنبه دولتی دارند، از این قانون مناقصه معاف
هستند و سازمان همیاری شهرداری جزو سازمان هایی هست که شمول این قانون
هست
** اگر شرکت قدرتمند بزرگتری بود، آیا کار را بهتر و سریعتر انجام نمی داد؟
قطعا
اگرشرکت های قوی تر بودند و شرکت هایی بودند که می توانستند بهتر می شد
اما این شرکت همان شامل تبصره 19 هست
**اگر ضعیف عمل کند شهرداری کاری می تواند انجام دهد؟
بله می
تواند، ولی من اعتقاد دارم که در انتخاب پیمانکار قوی و قدر شهرداری می
توانست شرکت های دیگری نیز شامل این قانون می شدند وشهرداری هم می توانست
بگوید من ماده 19 را برای شما شامل می کنم و می خواهم مناقصه بگذارم
**تعریض پل همافر را چه شرکتی انجام داد؟
شرکت عمران
**چرا اینکار را شرکت عمران انجام نداد؟
عمران در
این حد نیست و سازمان عمران مشغول انجام کار های دیگری است و این سازمان یک
پتانسیل حدی دارد که نمی تواند اینکار را انجام دهد و شهرداری هم بیشتر
دوست داشت که شرکت عمران این پروژه را انجام دهد ولی سازمان عمران کارهای
عمرانیمان را انجام می دهد ولی اینکه بگوییم که شرکت عمران می توانست این
پروژه را انجام دهد به نظر من نمی شد
**الان ناظر شهرداری در محل پروژه مستقر هست؟
حالت
استقرار ندارد، منهتی به نظر من ناظر باید عامل چهارم باشد و از بیرون
بیاید و نظارت کند. اگر کارفرما خودش بخواهد ناظر باشد، البته ناظر نه به
عنوان اینکه بیبیند کارها سریع انجام می شود یا نه، بلکه نظارت بر طبق
ضوابط کار انجام می شود یا نه، اعتقاد دارم که ناظر از طرف کارفرما باشد
فایده ای ندارد، و باید عامل چهارم باشد و بر کار نظارت کند...
و ادامه
گفتگو و بحث در رابطه با سازمان پارك ها و فضاي سبز و خدمات شهري و
اتوبوسراني و ديگر مسائل عمراني و فرهنگي شهر، ماند براي شايد وقتي
ديگر....