مقدمه اي بر مصاحبه با رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي

بهداشت، درمان، آموزش و حوزه علوم پزشكي

راه سلامت و تندرستي از جاده بهداشت عبور مي كند، و اما سازنده و نگهدارنده جاده بهداشت در جامعه كيست!؟

غربت و غيبت دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي در شبكه تابان

هيچگاه فكر نمي كرديم و حدس نمي زديم، حوزه و دايره وظايف دانشگاه علوم پزشكي اينقدر گسترده و داراي ابعاد مختلفي باشد، وظايف مهم و خطير و حساسي كه همخواني زيادي با اختيارات و بودجه و امكانات موجود ندارد، براي يافتن پاسخ يك سوال كوچك، با همكاري و همراهي روابط عمومي دانشگاه،  به سراغ رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد رفتيم، و پس از يكساعت و نيم گفتگو، با دهها سوال جديد، از پيش «متولي سلامت» استان بازگشتيم.

اگر استاندار را متولي «سياست»، فرمانده نيروي انتظامي را متولي «امنيت»، رئيس دادگستري را متولي «عدالت» و مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي را متولي «فرهنگ» بدانيم، رئيس دانشگاه علوم پزشكي نيز متولي سلامت استان مي باشد، و اما بسياري از افرادي كه ممكن است هيچگاه در طول سال و عمر، سر و كاري با «حوزه» استانداري و دادگستري و نيروي انتظامي و فرهنگ و ارشاد نداشته باشند، خواسته يا ناخواسته، با حوزه سلامت، درگير مي شوند و ارتباط دارند. (ارتباط انسانها با حوزه سلامت، به قبل از تولد و حتي قبل از ازدواج پدر و مادر برمي گردد، پدر و مادر سالم، فرزندان سالم بدنيا مي آورند، و فرزندان سالم، جامعه سالم را مي سازند)

و بعبارتي ساده تر، تمام انسانهاي «زنده» كوچك و بزرگي كه در اين شهر و استان، هوا را بداخل شش و ريه هاي خود مي فرستند و نان و آب مي خورند، در دايره «سلامت داري» دانشگاه علوم پزشكي قرار مي گيرند.

از نانوايي و مراكز توليد و عرضه مواد غذايي تا اورژانس و بيمارستان و مطب پزشكان و داروخانه و فضاي سبز شهر، همه در حوزه وظايف متولي سلامت استان قرار دارند.

با دكتر سيد جليل ميرمحمدي ميبدي، متخصص طب كار و بيماري هاي شغلي، جانباز هفتاد درصد جنگ تحميلي، و رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، به گفتگو مي نشينيم، و البته كه در اين اولين گفتگو، بخاطر وسعت بحث، سوالي در رابطه با دانشجو و وضعيت دانشگاه و سالهاي جبهه و جنگ و دفاع مقدس مطرح نمي شود، و او نيز اشاره اي به جنگ و جبهه و چگونگي جانباز شدنش نكرده و جانباز بودنش را وسيله نكرده و به رخ نمي كشد. در طول گفتگو، ميرمحمدي را انساني درد كشيده و دردآشنا و مردمدار ديديم، كه ميز رياست را سنگر خدمت به مردم كرده بود، و در دفاع از مردم، حتي مردم را به دو دسته «فقير» و «غني» هم تقسيم نمي كرد. او مدام از وظيفه و خدمت به انسانها مي گفت و از «مرز» و «سياست» و «مذهب» نمي گفت.

دانشگاه علوم پزشكي، كه ساختمان اداري آن بسيار كوچكتر از استانداري و وظايفش بسيار بيشتر از استانداري مي باشد، معاونت هاي مختلفي دارد، كه هر كدام داراي وظايف و عمل تعريف شده اي مي باشند.

تمام راههاي سياست و فرهنگ و اخلاق و امنيت استان به سلامت مي رسد و از سلامت و تندرستي شروع مي شود، و اما اگر حوزه سلامت نتواند به وظايف خود درست عمل كند!؟ و يا ديگر حوزه ها نتوانند به تعهدات خود نسبت به حوزه سلامت عمل نمايند!؟

براستي جامعه امروز سالم است و مهمتر اينكه آيا اصلا به سلامت و بهداشت مي انديشد!؟

اگر «پرورش»، حلقه فراموش شده در آموزش و پرورش مي باشد، «بهداشت» را بايد حلقه گمشده وزارت بهداشت، درمان، آموزش علوم پزشكي دانست، با اين تفاوت كه پرورش، در «تابلو» آموزش و پرورش بعد از آموزش قرار گرفته و در دانشگاه علوم پزشكي، قبل از درمان و آموزش.

راه سلامت و تندرستي از جاده بهداشت عبور مي كند، و اما سازنده و نگهدارنده جاده بهداشت در جامعه كيست!؟  

شايد اگر درصدي از بودجه هاي گزافي كه صرف و هزينه درمان مي شود، در راه بهداشت و پيشگيري هزينه مي شد، بيمارستانها و داروخانه ها نيز همچون دادگستري و زندان شلوغ نبود.

رئيس دانشگاه علوم پزشكي، و بعبارتي متولي سلامت استان، صادقانه و بدون سياست بازي و مصلحت گرايي، از دارو و درمان و بهداشت و آموزش و بيمه و تجهيزات خوب بيمارستانهاي دولتي و ديابت و سكته و سرطان و آمارهاي محرمانه «ايدز» مي گويد، و در نهايت، اين سوال باقي مي ماند، كه چرا بايد بنا بر دستورهايي، آمار ايدز در دارالعباده يزد محرمانه باقي بماند!؟ آيا ايدز از طلاق بدتر است!؟

گفتگو با رئيس دانشگاه علوم پزشكي يزد، كه خيلي ديرهنگام با چند سال تاخير«آغاز» شده، مدتها ادامه خواهد داشت، چرا كه با توجه به گستره و نوع فعاليت، مهمتر از استاندار در استان، رئيس دانشگاه علوم پزشكي استان مي باشد. هر چند كه هيچگاه صدا و سيما و شبكه تابان، به اندازه اي كه براي استاندار و معاونين استاندار وقت مي گذارند و برنامه مي سازند، براي رئيس دانشگاه علوم پزشكي و معاونين دانشگاه وقت نگذارند و برنامه نسازند.

آري بايد باور كرد، كه يك مدير و مسئول و متخصص و كارمند و كارگر خوب، بايد قبل از هر چيز سالم و تندرست باشد، و سلامت «فكري» و «جسمي» مهمترين شايستگي براي قبول مسئوليت است، و اما آيا به اين مسئله در انتخاب مديران توجه مي شود!؟

به اميد روزي كه در جامعه، زندان و بيمارستان نباشد!

محمد رضا شوق الشعراء