گفتگويي بي پرده، با رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد

امکاناتی که در بیمارستان های دولتی (يزد) است، نیروی انسانی که از نظر تخصص در بخش دولتی است و  وظایف فیزیکی از لحاظ تعداد اتاق و تخت بیمارستان، به هیچ عنوان و تحت هیچ شاخصی قابل مقایسه با بخش خصوصی نیست

تجهیزاتي که الان ما در بیمارستان های دولتی يزد داریم، شاید به جرات بگویم که بیش از 6 تا 7 برابر تجهیزاتی است که در بخش خصوصی وجود دارد

یکسال و نیم گذشته، به اندازه تاسیس یک دانشگاه جدید ما رشته جدید برای دانشگاهمان مجوز گرفتیم که خیلی از آنها راه افتاده و در حال تحصیل هستند.

نان هایی که در مغازه های سوپری بفروش می رسد، از نظر دانشگاه علوم پزشکی هیچ کدام از آنها مورد تایید نیست

240 مورد ما ایدز در استان را داریم

تعداد مرگ و میر حوادث رانندگی در کشور معادل کشته شدگان و شهیدان ما در جنگ تحمیلی می باشد

** بعضی از پزشکان  متخصص، که جزو هیئت علمی دانشگاه پزشكي شهيد صدوقي هستند، عنوان می کنند که  نمی توانند بیمارشان را در بیمارستان های خصوصی  بستری کنند.

حدود دو سه سال قبل از اینکه بنده مسئول  دانشگاه شوم و یا حتی بیشتر- فکر می کنم حدود 5 سال قبل، به این دلیل که کیفیت آموزشی دانشگاه ها ارتقا يافته و خدمات تخصصی ارزان قیمت  به مردم افزایش پیدا کند و به دلایل متعدد دیگر، یک بخشنامه ای آنزمان ارسال شد به تمام دانشگاه های  سراسر کشور که کسانی که از این تاریخ به بعد می خواهند عضو هیئت علمی دانشگاه بشوند، یکی از شرایط دانشگاه این است که باید تمام وقت در اختيار دانشگاه باشند، من فکر می کنم این یک حق طبیعی مجموعه است که براي اعضایی که می خواهند جذب نمایند، با توجه به اهداف خاصی که دارند، شرایط خاص خودشان را نیز اعلام كنند، که شرایط خاص دانشگاه ما نیز این هست. این بخشنامه آمد در دانشگاه علوم پزشکی یزد و دانشگاه آن را اجرا نکرد! موضوع آیین نامه را برد در هیئت امنای خودش، و در هیت امناء گفتند که به اینها اجازه  شش ماهه یا به قولی فرصت 6 ماهه بدهید و بعد از این شش ماه اینها مکلف هستند  که بیایند  و تمام وقت جغرافیایی دانشگاه باشند . آن موقع که آیین نامه آمد، نزدیک به 45 نفر از اعضاء هیئت علمی دانشگاه شامل این قانون می شدند كه اجرا نشد. بعد از 6 ماه مهلت، دوباره دانشگاه موضوع را به هیئت امنا برد و دوباره فرصت 6 ماه به آنها داده شد، حتی  در یکی از جلسات هیئت امنا یکی از اعضای هیئت امنا در مورد این مسئله حالت اعتراض داشته که چرا اینکار را ادامه می دهید، تکلیف را روشن کنید، یا بیایند دانشگاه را انتخاب کنند یا بروند بخش خصوصی را انتخاب کنند.  اگر قرار هست بیایند دانشگاه و کارشان را انجام دهند، بیایند تا تعیین تکلیف شود. زمانی که بنده مسئول دانشگاه شدم، با توجه به اینکه چند تا مطلب در داخل دانشگاه دیدم!  اصرار کردم  که این بحث تمام وقت حتما در دانشگاه اجرا شود. اول اینکه حقیقتا خیلی از مردم نیازمند، به این دلیل که  بعضی از این دوستان می توانستند در بخش خصوصی هم  عمل کنند، نمی توانستند در بخش دولتی  بستری شوند، چون حق انتخاب از بیمار گرفته شده بود، به دلایلی واهی! كه خدا می داند. مثلا اینكه اگر می خواهید من شما را عمل کنم و دانشجوها عملتان نکنند و یا اگر می خواهید در نوبت نمانید و زود عمل شوید و یا دیگر مسائل، حق انتخاب را از بیمار  می گرفتند و بیمار را مجبور به بستری شدن در بیمتارستان های خصوصی می کردند!  دوما خیلی از دوستان(اساتيد و پزشكان)  در زمانهایی که می باید می آمدند و در آموزش دانشگاه شرکت می کردند و فعالیت انجام می دادند، چون وظیفه اصلی دانشگاه تربیت  پزشک  و متخصص هست، در بیمارستان حضور نداشتند و در بخش خصوصی مشغول فعالیت بودند! ولذا بحث تمام وقت، جلوی همه این مسائل و مشکلات را برای دانشگاه می گرفت. ما امدیم گفتیم تمام این افراد بزرگواری که  قانون شامل حالشان می شود، فرصت انتخاب دارند و می تواند كه یکی از این دو را انتخاب کنند. چون ما مشکلی برای جذب متخصصین برای حضور در دانشگاه نداریم، ما متقاضی زيادي برای حضور در دانشگاه به صورت تمام وقت در استان یزد داریم و لذا  ما گفتیم یا دانشگاه را انتخاب کنید و شرایط آن را و یا بخش خصوصی را انتخاب کنید با شرایط خاص خودش، و ما هیچگونه منعی برای شما نمی گذاریم. ضمن اینکه دانشگاه حق این را داشت که به این افراد بگوید ما حتی استعفای شما را نمی پذیریم، ولی ما خیلی باز عمل کردیم  و گفتیم هرکس که می خواهد از دانشگاه برود، ما به آنها اجازه می دهیم و موافقت می کنیم؛ به این دلیل که ما بسیاری از متخصصان و یا حتی فوق متخصصان را داشتیم که تمایل بی حد و حسابي براي حضور در دانشگاه با اهدافی که دانشگاه داشت، داشتند، و در کل اینها حتی یک نفر  نبود که دانشگاه را رها کند و بخش خصوصی را انتخاب کند. حتی یک نفر، یعنی در مجموع 45 نفر، تماما  دانشگاه را پذیرفتند و الان در دانشگاه مشغول به خدمت هستند و با این عملکرد، هم آموزش در دانشگاه بهتر صورت می گیرد و از آن جالب تر اینکه، الان مردم مستضعف، مردمی که توانايي  پرداخت هزینه های بخش خصوصی  را ندارند، می توانند خیلی راحت در بخش های دولتی بستری شوند، بدون نوبت عمل؛ یا دیگر کارهای درمانی خود را انجام دهند. از آنطرف، بخش خصوصی ما الان  از تعداد قابل توجهی از هیئت علمی د انشگاه دارد استفاده می کند، کسانی که این آیین نامه مشمول حالشان نشده. الان آمار دقيقي ندارم، اما می توانم با جرات بیان کنم كه بالای 60 تا 70 درصد  پزشکان متخصص و فوق متخصصان شاغل  در بیمارستان های خصوصی، از هیئت علمی دانشگاه هستند.  ولذا اینجا نیز محدودیتی برای مردم نیست که اگر  بخواهند بخش خصوصی را انتخاب کنند بگوییم نه نمی توانید این را انتخاب کنید، مضافا آینکه آندسته از متخصصینی که در بخش خصوصی در حال فعالیت هستند و جزو هیئت علمی دانشگاه نیستند، آنها هم  فارغ التحصیلان دانشگاه هستند.  یعنی آدمهایی بودند که شرایط لازم را پیدا کردند  تا مدرک تخصص را به آنها اعطا کردند و این بزرگواران دارند در بخش خصوصی عمل می کنند؛ و بعضی از این افراد دکترهای بسیاری توانایی هستند، و این نیست که مریض های ما حق انتخاب نداشته باشند، اگر می خواهند آقای دکتر فلانی و یا خانم دکتر فلانی  عملشان کنند یا درمانشان را انجام دهد  می توانند بیایند در دانشگاه و ما در خدمتشان هستیم  و ما در دانشگاه مرز بندی نکردیم، که آقا، شمایی که  مستضعف هستید بیاید دانشگاه ما و انهایی که غنی هستید در بیمارستان ما جهت درمان حضور پیدا نکنید. این نکته اول و اما نکته دوم، اينکه پرداختی مردم در بخش دولتی اصلا قابل مقایسه با پرداختی مردم در بخش خصوصی نیست، من عرض کنم که مثلا اگر یک عمل  جراحی در بیمارستان دولتی ما صد وشصت هزار تومان پرداختی مریض باشد، همین عمل با همین پزشک در بخش خصوصی  بالغ بر یک میلیون و ششصد هزار تومان است، اگر بیشتر نباشد! نکته دوم اينكه، بنده معتقد هستم، دولت مکلف هست و وظیفه دولت است که ارائه خدمات درمانی و تشخیصی به مردم  ساکن در کشور جمهوری اسلامی ایران را با بهترین کیفیت و با بالاترین کمیت در اختیار آنها قرار دهد، بنده بین خود و خدا متعهد می شوم، امکاناتی که در بیمارستان های دولتی (يزد) است، نیروی انسانی که از نظر تخصص در بخش دولتی است و  وظایف فیزیکی از لحاظ تعداد اتاق و تخت بیمارستان، به هیچ عنوان و تحت هیچ شاخصی قابل مقایسه با بخش خصوصی نیست. در یزد. حقیقتا اورژانس ما، مخصوصا در دولت نهم، به خاطر نظارت های بسیار دقیقی که مجموع تیم ما  انجام داده، و وقت و حضور مستمری که ما گذاشتیم،  و حمایت های بی شائبه ای که چه از نظر امکانات و تجهیزات  از طرف دولت شده، قابل مقایسه با قبل نبوده، و نيست. الان شرایطي  در اورژانس ما دارد رقم می خورد که به هیچ عنوان با گذشته قابل مقایسه نیست

** بیمارستان های زیر مجموعه و تحت نظارت دانشگاه شهيد صدوقي در استان یزد، چه بیمارستان هایی هستند؟

بیمارستان شهید صدوقی، افشار، شهید رهنمون و بیمارستان  سوانح سوختگی، دولتی است در شهر یزد، و تمام بیمارستان های شهرستان ها تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی است، من تنها بیمارستان های آموزشی در شهر یزد را نمی گویم، بنده تمام بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی را در استان یزد می گویم. از نظر تجهیزاتي که الان ما در بیمارستان های دولتی يزد داریم، شاید به جرات بگویم که بیش از 6 تا 7 برابر تجهیزاتی است که در بخش خصوصی وجود دارد، طبیعی هم هست، چون در بخش خصوصي، شخص باید سرمایه گذاری شخصی انجام دهد، اما اینجا دولت هست، فقط یک دستگاهی که ما حدود دو ماه قبل در بیمارستان افشار نصب کردیم (دستگاه آنژیوگرافی) بالغ بر یک میلیارد و صد میلیون تومان قيمت آن بوده است. دستگاه دیگری برای درمان بیماران سرطانی و پرتو درمانی، تمام کارهایش انجام شده، حدود یک میلیارد و صد میلیون تومان، بالغ بر 7 میلیارد تومان در طی یکسال و نیم گذشته تجهیزاتی بوده که ما در بیمارستان های دولتی نصب کردیم و الان در حال ارائه خدمات به مردم هست و لذا ما هیچ حق انتخابي را از مردم نگرفتیم و شرایط برای مردم مهیاست،استقبال مردم از بخش دولتی نیز بسیار خوب هست، این را می توانید وارد بیمارستان شوید و ببینید، چون بارها و بارها سر زده از بیمارستان ها در ساعات مختلف بازدید و از بیماران سوال کردم که بینی و بین الله، اکثر بیماران اظهار رضایت داشته اند؛ البته شکایاتی هم داشته ایم، که در اولین فرصت ممکن رسیدگی کردیم تا حق مردم به هیچ عنوان ضایع نشود، اما این را عرض کنم که بحث تمام وقتی هم، حق دانشگاه هست و به نظر من حق دانشجوی پزشکی است و از همه مهمتر حق مردم هست، به این دلیل كه هیچگونه اجباری برای مردم جهت استفاده از امکانات درمان نیست، مردم از یک پزشک برای درمانشان چه انتظاری دارند؟ ارائه خدمات تخصصی با کیفیت خوب  و با کمیت عالی، بینی و بین الله این گونه خدمات در بیمارستان های دولتی يزد، در حال ارائه هست !

**بحث شما، بحث ایده آل و بسیار قشنگی هست که بین غنی و فقیر فاصله ای نباشد و همه از امکانات دولتی استفاده ببرند و عملا شعار بسیار قشنگی هست و در ان دیگر بحثی نیست. اما موضوع دیگري که تقریبا بحث روز و مشکل مردم هست، بحث تامین داروهای خارجی است، داروهای ناياب و كميابي برای بیماریهای خاص نياز هست، که قيمت آن گران و تهيه آن واقعا مشکل هست و کاری می توان برای تامین داروی این گونه بیماران انجام داد؟

ما حدود 2100 قلم دارو در تولید داخل  داریم، یعنی این داروها در داروخانه ما هست و اکثرا این دارو ها ایرانی است و مردم دارند از آنها استفاده می کنند و اشکالی که پیش آمده این است که ما به فناوری تولید بسیاری از داروهای خارجی دست پیدا کرده و داریم آنها را تولید می کنیم، اما در کنار ان با توجه به بحث های غیر اخلاقی که وجود  دارد و بعضی از وارد کنندگان دارو، برای فروش داروي خود، یک گونه اي  بزرگ نمایی واهی در مورد داروی خارجی انجام می دهند. خوب می آیند می گویند این دارو بهتر هست، در حالی که یک دارو را وقتی می خواهند وارد بازار کنند قبل از اینکه بخواهد وارد بازار شود، کارهای تحقیقاتی متعددی روی آن انجام می شود و تا انجمن آن گروه، فرض بگیرید که  دارو برای بیماران کلیوی است، تا انجمن آن را تایید نکند، انجمني كه تمام متخصصان ان موضوع در آن عضو هستند، یک هیئت مدیره دارد، یک هیئت موسس دارد، اینها بعد از تحقیق اجازه می دهند که این دارو وارد بازار شود،  و آنوقت آن دارو وارد بازار می شود.  ولی بحث هایی در جامعه وجود دارد که این داروی ایرانی کیفیت ندارد، بعد از مصرف، شخص مشکل پیدا کرده، و از اينجور حرف ها و شايعات! من بعنوان رئیس علوم پزشکی عرض می کنم، بنده موردی که مثلا كسي این داروي ايراني  را مصرف کرده باشد و دچار بیماری شده و یا مشکلی پیدا کرده باشد ندیدم، ضمن اینکه معاونت غذا داروی وزارت خانه به صراحت اعلام کرده که داروها را با کمال اطمینان وارد بازار می کنیم و واقعا مانع بیرون رفتن مقادیر زیادی ارز به خارج از کشور شده است  و خومان تولید می کنیم و در اختیار مردم قرار می دهیم، این بحث اول، بحث دوم اينكه دولت واقعا يارنه های قابل توجهی برای این دارو ها می دهد، بینید هر بیمار سرطانی ساليانه نزدیک به 5 میلیون تومان از دولت یارانه دریافت می کند  در قالب بیمه ها، مثلا کسی كه تحت پوشش بیمه خدمات درمانی باشد و بیماری سرطانی اش تایید شده باشد قریب 5 میلیون تومان در سال از دولت دارد يارانه می گیرد، این هم اصلا سیاست دولت نيست که فلان دارویی نباشد و خود ما هم قادر به تولیدش نباشیم، و دولت بگوید این را وارد نکنید. سال قبل، اگر اشتباه نکنم، در وزارت خانه، در یک مصوبش هفتاد و پنج میلیارد تومان، دولت یارانه داروهای بیماری های خاص را داد، و این مبلغ قابل توجهی هست و واقعا الان برای بیماران سرطانی یا دیابتی و در کل بیماران خاص، دولت برنامه خاصی دارد؛ فقط یک نکته ای که اتفاق افتاده است، تعیین تعرفه در بحث پرداخت توسط بیمه ها مي باشد، بیمه زیر نظر وزارت رفاه است، اما با توجه به هماهنگی که ما با بیمه ها داریم، خدمتتان عرض می کنم، بیمه یکسری داروها را تحت پوشش خود ندارد. یعنی در تعهدش برای آنها نیست!

**چه داروهایی ؟

 عمدتا داروهای معمولی، یکسری داروهای ویتامینی که مردم در حد وفور استفاده می کنند، یا داروهایی که ما داخلیش را تولید کرده و داریم  و تایید شده، يعني بیمه نمی گوید که شما داروي خارجی استفاده نکنید، می گوید که اگر شما می خواهید داروي خارجی استفاده کنید، من قیمت داخلی ان را به شما پرداخت می کنم، بازهم حق انتخاب را از بیمار نگرفته است و می گوید چون ما این دارو را داخلی موجود داریم و چون تایید هم شده، ما پول ایرانی و داخلی ان را به شما می دهیم. حدود 75 درصد هزینه دارویی را بیمه پرداخت می کند و خوشبختانه در استان یزد درصد بالایی از مردم تحت پوشش بیمه هستند.

** اتباع خارجی و بیگانه که در ایران هستند مانند مهاجرین افغانی  و غیره از امکانات دولتی و یارانه استفاده می کنند؟

بله استفاده می کنند، البته اتباع خارجی که وارد ایران مي شوند در دو حالت هستند، یا مجاز هستند یا غیر مجاز، در  هر دو صورت از یارانه های ما نه تنها از یارانه های دارو، که از یارانه های دیگري مثل نان و سوخت هم متاسفانه در حال استفاده هستند که دولت باید یک فکری برای این معضل بکند، من در کشور استرالیا که بودم، سياست دولت این بود که اتباع خارجی همه بيمه باشند، البته اتباع خارجي خیلی کنترل شده وارد آنجا مي شوند، و اتباع خارجی که می خواهند وارد کشورشان شوند، چون آنجا همه باید بیمه باشند، بيمه مي شوند؛ و بیمه هم اجباری است و هزینه آن مرتبط  با درامد هر فرد می باشد، آنجا اتباع خارجی بین 4 تا 5 برابر اتباع داخلی  حق بیمه پرداخت می کزدند

** دانشگاه علوم پزشکی یزد در کشور چه جایگاه و مرتبه ای دارد؟

جایگاه خوبی دارد، ما 43 دانشگاه علوم پزشکی در کشور داریم، كه در پژوهشی سال 85 رتیه مان 16 کشور بود، سال 86 شدیم رتبه پنجم کشور، و  امسال امیدواریم که رتبه دانشگاه علوم پزشکی یزد بالاتر بيايد. در جایگاه آموزش، رتبه دانشگاهمان بین 16 یا 17 کشور مي باشد، البته این که می گویم رتبه، اگر بحث کیفیت آموزش مد نظرتان باشد، دانشجو یا رشته های تحصیلی مد نظرتان باشد، ما وضعیتمان در حد 4 کشور هست، فقط چون در رتبه بندی مثلا تعداد کتابخانه یا میزان فضای فیزیکی ، نزدیکی دسترسی دانشجو به اینترنت، تعداد سالنهای همایش و غیره مد نظر قرار می گیرد، ما انشاا... با بهره برداري سایت جدید دانشگاه، که فکر می کنم در دهه مبارک فجر اتفاق بيقتد، امید داریم تا رتبه 5 کشور بالا بیاییم.

**آمار دانشجو و رشته های دانشگاه ؟

الان 2500 نفر دانشجو داریم، ما در سال گذشته، مجوز چهار  رشته تخصصی دندان پزشکی  را گرفتیم که دانشجویان آن هم اکنون در حال تحصیل هستند، رشته فوق لیسانس پرستاری در مراقبت های ویژه را برای اولین بار در کشور ما گرفتیم، رشته دکترا در طب تولید مثل، برای اولین بار ما در کشور گرفتیم، شش  رشته کارشناسی ارشد را مجوز گرفتیم، دو رشته پزشکی گرفتیم،4 رشته تخصصی پزشکی را گرفتیم، بعلاوه مجوز دانشکده داروسازی را نیز گرفتیم که امیدواریم سال آینده دانشجویش را داشته باشيم ، تقریبا یکسال و نیم گذشته، به اندازه تاسیس یک دانشگاه جدید ما رشته جدید برای دانشگاهمان مجوز گرفتیم که خیلی از آنها راه افتاده و در حال تحصیل هستند.

** چند درصد بودجه دانشگاه صرف بهداشت و چند در از آن صرف درمان می شود؟

بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، اعتبارات ما در بخش بهداشت  و درمان در یک ردیف هست و در بخش آموزش در ردیفی دیگر، ما در سال گذشته نزدیک به هشتاد میلیارد تومان اعتباراتی بود که در بخش بهداشت و درمان به هزینه گرفتیم و در بخش آموزش حدودا نزدیک به 14 میلیارد تومان

**منظورم این بود که اولویتی که شما دارید اول بهداشت هست یا درمان؟

اولویتی که ما داریم بهداشت هست، اما اولویتی  درخواستی مردم درمان است و طبیعتا ما هم به در خواست و نیاز مردم، مجبوریم که در بحث درمان وارد شویم، معنای اجبار این نیست که ما بهداشت را به زمین گذاشته ایم، نه! اکثر شاخص های ما طی دو سال و نیم گذشته در بخش بهداشت بوده است. من اگر بخواهم به طور مثال عرض کنم، بیماری سالک، که  بیماری بومی برای استان یزد بوده هست، در سال 83 تعداد موارد ابتلای جدیدمان عدد بسیار بالایی بود، فکر می کنم  بالای 6000 نفر بود، طی سال 86  این عدد رسید به 700 نفر، یعنی یک کاهش قابل توجه، خوب این کاهش، دلایل متعددی داشت. مثل طعمه گذاری، آموزش به مردم، و هزینه كردن. ما هزینه کردیم و برایمان این نتیجه خيلي ارزشمند بود. یا در بجث تیروئید، یک طرح جدیدی از سال 84 در دانشگاه شروع شد، و نوزاد جدیدی که به دنیا می آمد می رفتیم از کف پاهایشان کمی خون می گرفتیم و آزمایش وضغیت هورمون تیروئید این بچه ها را اندازه گیری می کردند، اگر هورمون کم بود و یا به عبارتی کم کاری تیروئید داشت، سریعا تحت درمان قرار می گرفتند، اگر هم مشکلی نداشتند که نیازی به درمان نبود. اگر کسانی کم کاری تیروئید داشته باشند و تشخیص داده نشود این بچه ها عقب مانده ذهنی می شوند، طی دو سال گذشته نزدیک 90 مورد ما این گونه موارد را تشخیص داده و با یک درمان ساده، پیشگیری شد از عقب ماندگی ذهنی آنها، و بچه سالمی شدند و چه هزینه زیادی دولت توانست در این بخش ذخیره کند. حالا جالب اینکه این طرح انجام شده هیچگونه هزینه ای برای دولت نداشت، چرا كه پولش از طریق خيرين جذب شده بود، مردم  رایگان آمدند اینکار را انجام دادند و پولی از طرف دولت در این بحث نیز پرداخت نشد.

اما هزینه ای که ما در بخش درمان انجام می دهیم براي ساخت یک بیمارستان، عرض کردم دستگاه های میلیاردی و موارد متعدد دیگر نشان می دهد بخش اعظمی از اعتبارات ما در بخش بهداشت و درمان و در حوزه  درمان مصرف مي شود.

** در حالی که باید در حوزه بهداشت باشد

عرض کردم، این کار ما این نیست که کار بهداشت را ما زمین گذاشته ایم، ولی واقعا اگر مردم ما به مسائل بهداشتي بیشتر توجه کنند، به عنوان مثال عرض می کنم، یک جراحی قلب، هزینه بسیار زیادی را برای فرد و بیمارستان دارد، اگر افراد بیایند و استیل زندگی خود را عوض کنند، شیوه زندگی خود را تغییر دهند، مانع از بروز بيماري قلبي مي شوند. هم اکنون شیوه زندگی ما رفته است به سمت غذاهای بسیار چرب و پر نمک  و غذاهای سریع پخت شونده، غذاهای بیرون از خانه، بی حرکتی، استرس بالا، خوب همه اینها جمع شده  و بیماری قلبی را در سنین 37 تا 40 سالگی بوجود می آورد.

**آلودگی هوا و آب در این موضوع نقشی ندارد؟

آلودگی هوا نقش دارد اما آب ما الحمد ا... آلوده نیست، ضمن اینکه کمتر در اینگونه بیماری ها تاثیر دارد

** در مورد آلودگی هوای یزد، دانشگاه علوم پزشکی یزد، تحقيق یا پژوهشی داشته است؟

یک تحقیقي ما داشته ایم، البته ما به خاطر صنعتی و خشک بودن هوای استان، آلودگی هوا را داریم و شهر ما جزو یکی از شهرهای آلوده کشور هست . چون من خودم مدیر سلامت کار کشور بودم و براي شركت در يك همايش آلودگي هوا آمدیم یزد،  من یادم هست آن موقع و در آن همايش گفتم كه در بین 20شهر بزرگ کشور حدودا 18 آن ما بودیم. البته خواهش می کنم این آمار را اعلام نکنید، تا دقیق آن را به شما بگویم. ولی ما مطمئننا یکی از شهرهای آلوده کشور هستیم. بله آدوگی هوا می تواند باعث بیماری های قلبی یا سایر بیماری تنفسی شود.

**در رابطه با تولید کنندگان مواد غذایی شما هیگونه نظارتی دارید؟

قطعا دانشگاه نظارت دارد، هم در صنایع و توليد و هم در عرصه عرضه، یعنی ما هم در مغازه ها نظارت داریم و هم در صنایع تولید کننده آن، اولا در هر صنف و صنعتی مکلف هستند که یک نفر فرد مرتبط داشته باشند، ما هم بازدید های متعددی داریم، اما بنده به صراحت عرض می کنم، بنده نمی توانم مغازه پیتزا فروشی را ببندم، ولی همینجا اعلام می کنم با توجه به حجم بالای روغنی که این نوع ماده غذایی دارد، با توجه به نمک زیادی که این غذا دارد، با توجه به موادی مثل سوسیس و کالباس که در آن وجود دارد، براي سلامتي سم است و زيانبار است. این را که شما با هر کدام از متخصیص قلب صحبت کنید، قطعا یکی از عواملی که می تواند فشار خون را ببار بیاورد می تواند مشکلات گوارشی را به ارمغان بیاورد . نیز مشکلات قلبی برای من شود.

**همه این مسائل در شیرینی یزدی هم  وجود دارد؟

بله. میزان شکر بسیار بالا، میزان ساخارین بالا، نشان داده که می تواند در بحث هایی همچون دیابت، و حتی بعضی بیماریهای مشکل دار هم برای افراد ایجاد کند، ما نمی توانیم درب  انها را ببندیم، اما می توانیم در بجث بهداشتی بودن آن نظارت کنیم، ولی مصرف بی اندازه آن می تواند مشکلاتی را برای مردم ایجاد کند. این که عرض کردم خدمتتان تغییر شیوه زندگی مرد یک نمونه آن همین است. ببنید خوردن شیرینی در کنار فعالیت بالا مشکلی را ایجاد نمی کند، اما خوردن شیرنی، پیتزا، خوردن نمک بسیار بالا، و چربی بالا، در کنار کم تحرکی که بسیاری از ما داریم، معلوم هست که می تواند خیلی از بیماریها را بوجود بیاورد. ما در مورد سلامت و بهداشتی بودن آن نظارت داریم، البته نظارت ما هم نسبی است و نظارت صد درصدی را نداریم، تقریبا می توانیم به مردم یزد عرض کنیم که مواد غذایی که در داخل استان تولید می شود، و دارای مارک و پروانه ساخت هست، ایمن هست،  به شرطی که مردم به تاریخ تولید و انقضا آن نگاه و توجه کنند، آیا پروانه بهره برداری پهداشت را دارد یا نه؟ متاسفانه الان بطور مثال نان هایی که در مغازه های سوپری بفروش می رسد، از نظر دانشگاه علوم پزشکی هیچ کدام از آنها مورد تایید نیست ، چون ناني را كه تولید می کنند، نه بسته بندی دارد! نه معلوم هست از کجا آمده و نه معلوم هست در کجا تولید شده و معلوم نیست کی تولید شده! خوب این قطعا مورد تایید ما نیست. یا بعضی از مواد شیرینی که در مغازه ها بفروش می رسد، مثلا کیک را به صورت باز و فله ای به فروش می رسانند، خوب این کیک کی تولید شده؟ با چه روغنی تولید شده؟ در چه وضعیت بهداشتی تولید شده؟ معلوم است که مورد تایید دانشگاه علوم پزشکی نیست. خوب این کار مردم هم هست، که مردم از این نوع ماده غذایی شما استفاده نکنند. شما می خواهید کیکی را بخرید؟ خوب همین نوع کیک در مغازه به صورت بهداشتی و بسته بندی وجود دارد، یا شما می خواهید نان بخرید، خوب از محل های مناسب یا بسته بندی شده های بهداشتی خریداری کنید. اینجا مردم باید به ما کمک کنند، و در خريد آن چیزی را که خودشان می خواهند استفاده کنند، دقت نمايند.  البته ما نظارت داریم و مرتبا در حال جمع آوری هستیم، سالیانه بالغ بر 10 تن مواد غذایی فاسد را معدوم می کنیم. خوب اگر مردم همکاری با ما انجام دهند، که البته همکاری مردم در دو چیز هست، یك، آموزش ببنند، که معاون آموزش ما الان در حال انجام آن هست و دوم اینکه نخرند.

**هیچگونه آماری در مورد بیماری ایدز و مبتلایان به آن در یزد داریم؟

اولا رویکرد به ایدز را متاسفانه باید عرض کنم تغيير كرده، چرا که علت ابتلای به ایدز را تا امروز اعلام می کردیم در افرادی که معتاد به مواد مخدر بوده اند دیده ایم، اما الان متاسفانه علت ابتلای به ایدز دارد تغییر می کند و این رفتارهای خلاف شرع و تعریف نشده و جنسی است که به بیماری ایدز دامن می زند و طبق آماری که الان به ما اعلام کرده اند 240 مورد ما ایدز در استان را داریم (البته اين آمار محرمانه هست)

** ببنید همین محرمانه بودن هست که برای مردم مشکل ساز شده است.

ببینید 240 مورد ایدز را در استان یزد داريم! اینها آمار كسانی است که ما می شناسیم و افراد شناسایی شده اند، و قطعا افرادی هم هستند که یا مطلع نیستند و یا ما نمی شناسیم و متاسفانه این آمار حداقل دو تا سه برابر آمار موجود خواهد بود

 ** در این آماری که فرمودید تعداد افراد مبتلای یزدی نیز مشخص هست؟

بله! خوشبختانه خیلی مواردی که اعلام می شود، افرادی هستند که معتاد به مواد مخدرند و یا کسانی هستند که یزدی اصل نیستند و به نوعی مهاجر به یزد می باشند

**در مورد بیماریهای قلبی یا دیابت آماری نیز وجود دارد؟

ما در مورد دیابت متاسفانه مقام اول را در کشور داریم، ولی در مورد بیماریهای قلبی ما نیز همچون ساير نقاط کشور هستیم.  تقریبا این تغییر شیوه زندگی در همه ایران صورت گرفته و بالاترین علت مرگ و میر مردم در یزد مشکلات قلبی و عروقی است، و بعد از آن حوادث ترافیکی. متاسفانه مرگ و میر مردم یزد به دلیل حوادث ترافیکی در کشور مقام اول را دارد؛ و علت سوم مرگ و میر مردم یزد نیز سرطان هاست که آنهم تقریبا در کشور همین شکل است.

متاسفانه مرگ و میر ما در بخش حوادث ترافیکی در شهر بسيار بالاست که این همکاری مردم را می طلبد و مردم  باید کمک کند؛ متاسفانه استفاده از موتورسیکلت در یزد بسیار زیاد هست، که این موضوع بخودي خود مشکل ساز نیست، مشکل در نحوه استفاده و فرهنگ استفاده از این وسیله هست که شما قطعا شاهد آن بودید که متاسفانه خلاف رفتن موتورسیکلت در مسیر های خیابان یک امر عادی و رایج هست و عمده تصادف ما که منجر به مرگ افراد می شود همین است، که خود ما می توانیم در فرهنگ سازی نقش مفیدی داشته باشیم. راهنمایی و رانندگی، صدا و سیما، ائمه جمعه، شهرداری و خود مردم، همه باید دست در دست هم بدهند و این فرهنگ سازی را انجام دهند. من متاسفم که باید بگویم بیشتر افرادی که در حوادث رانندگی ازبین می روند افرادی جوانی در سن بین 16 تا 27 سالگی هستند، گروه سنی که واقعا در اوج بهره وری فرد هست و چقدر خانواده هایی که به این راحتی بی سرپرست می شوند و چه تعداد فرزندی که یتیم می شود و این نیاز به کمک دارد، که ارباب جراید بيایند به کمک، صدا و سیما وارد میدان شود و این آمار را به حداقل برسانیم. یک آماری که واقعا فاجعه ای  است می توانم عرض کنم، كه  تعداد مرگ و میر حوادث رانندگی در کشور معادل کشته شدگان و شهیدان ما در جنگ تحمیلی می باشد و طی 8سال و حتی بیشتر هم بوده. شما فکر کنید که در یک نبرد جانانه با دشمن این مقدار کشته و در رانندگی ما نیز همین مقدار کشته داشته ايم، و باید فکري خوب در این مورد اندیشیده شود. به این دلیل که در یزد ما، متاسفانه در کشور رتبه اول هست و آموزش و پرورش هم باید کمک کند. در مورد درمان ما جانانه وارد میدان شده ایم و مرکز تروما در مصوبات سفر رئیس جمهور به تصویب رسید و نقشه آن را طراحي و آماده کردیم که ما بتوانیم در بیمارستان شهید رهنمون، یک مرکزی بسیار عالی را برای اینکه به سرعت در سوانح به داد مردم برسیم  فراهم كنيم، اما این نیز نمی تواند تاثیر بسیار زیادی در مرگ و میر تصادفي مردم داشته باشد.

** پدیده زیر میزی در حال از بین رفتن هست و یا در حال رشد کردن؟

در بحث زیرمیزی شاید بتوان به جرات گفت جزو یکی از معدود دانشگاه هایی هستیم که بطور جدی وارد شدیم، حقیقتا دانشگاه مخالف هست و با این قضيه برخورد میکند. اینجا هم از مردم انتظار داریم، بارها من اعلام کرده ام که شما زیرمیزی را پرداخت نماید، عمل جراحیتان انجام شود، یکی دو ماه بعد از عمل جراحی که خیالتان راحت شد از مشکلاتی که ممکن است پیش بیاید، فقط کافی هست که با ما تماس بگیرید که آقا من به فلان پزشکی مراجعه کرده ام و از من اضافه بر تعرفه پول گرفته است، من عرض کرده ام به مردم کمتر از 15 روز به حرفشان رسیدگی می کنیم و پولشان را به آنها بر می گردانیم، ضم اینکه با متخلف هم واقعا برخورد می کنیم و ازاین فرصت استفاده می کنم و بازهم تکرار می کنم که دانشگاه به شدت با پدیده زیرمیزی مخالف هست و به شدت برخورد می کند و فقط از مردم انتظار داریم که به هر روشی که خودشان صلاح می دانند به ما اطلاع بدهند با شماره تلفن های71- 7258770  تماس بگيرند و این تلفن ها در خدمت مردم هستند و ما رسیدگی می کنیم، به شرطی که مردم به ما اطلاع بدهند، ما علم غیب نداریم  كه ببينيم كدام دكتر زير ميزي مي گيرد. و نکته سوم اینکه تعداد پزشکانی که در استان مبادرت به این تخلف می کنند بسیار اندک هست، و یعنی تعداد قابل توجهی از متخصصین، فوق متخصصین و پزشکان ما چه در بخش دولتی و یا خصوصی، انسان های بسیار متدین و سالم و مردمی و بسیار پاک هستند؛ تعداد انگشت شماری مبادرت به اینکار می کنند که ما نیز برخورد جانانه ای با آنها انجام می دهیم و در این قضیه با هیچ کس تعارف و شوخي نداریم.

** چگونگی نوع برخورد با پزشکان متخلف را بیان کنید.

برخورد ما به اینگونه هست که در دفعه اول، پولی را که از مریض گرفته اند برمی گردانند و دو برابر آن را به حساب دولت می ریزند. در دفعه دوم همین نوع برخورد هست به علاوه می توان به تعلیق جواز و یا مطب نیز منجر شود

**در استان، پزشکی داشته ایم که تعلیق شده باشد؟

نخیر نداشته ایم، ولی در بحث پرداخت پول و جریمه مواردی داشته ایم، ولی عرض می کنم که واقعا کنترل شده؛ و اگر این روش برخورد نبود، پديده زير ميزي سیر صعودی را طی می کرد و بنده ادعا ندارم که اخذ زیرمیزی دراستان به صفر رسیده، اما واقعا کنترل شده است

** در حوزه پرستاری، بيمارستانهاي ئابسته به دانشگاه، چه مقدار از نيروهای متخصص استفاده می کنند؟ چون گاهي شنیده می شود که بعضی از افراد، به دلایل دیگر بر سر کار گمارده می شوند. و موضوع دیگر بحث حقوق پرستاران هست، چون اين یک موضوعی است که پزشک می آید و کار و عملش را انجام می دهد و وظیفه نگهداری وبهبود فرد بيمار  بعد از کار پزشک، به عهده پرستاران هست و به قولی کار بسیار مهم و سازنده را دارند

ما تنها از نیروهای متخصص استفاده می کنیم، اولا یک تفکر غلطی که در افکار مردم داریم این هست که به غیراز پزشکی که در بیمارستان کار می کند می گویند پرستار. یعی از نیروی خدمه تا بهیار و کمک بهیار نیز اطلاق پرستار می شود که این بسیار اشتباه هست، چون اینها کاملا متفاوت و جدا از هم هستد، و در بخش پرستاري، ما کسانی را استخدام می کنیم که حداقل مدرک فوق دیپلم  پرستاری یا لیسانس پرستاری داشته باشند، ضمن اینکه تقریبا اکثر پرستارانی که طی دو سال و نیم گذشته جذب دانشگاه شده اند، مدرک لیسانس به بالا بوده اند و نکته دومی که در این بحث هست، تعداد پرستارانی که در بخش دولتی  برای حجم معینی از کار شاغل هستند ، دو تا دو و نیم برابر تعداد پرستاران شاغل در بخش خصوصی مي باشد و این یعنی ارائه خدمت بهتر، خستگی کمتر و این وظیفه ما است! ضمن اینکه پرداختی ما به پرستاران په در حقوق و مزایا آن هم دو تا دو نیم برابر شاغلین در بخش خصوصی می باشد ضمن اینکه در مورد کار پرستار، باید از بیمار سوال شود و رضایتمندی او بیانگر این مسئله هست، سوالاتی که من از بیماران کرده ام عمده بیماران، از این موضوع و كار پرستاران راضی بوده اند