|

مصاحبه با اصلانی رئیس شورای شهر یزد
(قسمت دوم)
تا همینی که هستیم، هستیم! همین است که هست!
قضیه گلاب باعث افتخار ما است! اگر محکوم بشود باعث افتخار شورا است! و اگر
محکوم هم نشود، باعث افتخار شورا هست.
مسائلی که در سازمانهای غیر مردمی دغدغه ندارد! اینجا وحشت دارد.
دنیا الان حکومت مردم به مردم را پذیرفته، الان حکومت کله قندی دیگر جواب
نمی دهد.
·
یعنی شورای شهر و شهرداری نمی تواند حداقل به مردم خط فکری برای سرمایه
گذاری بدهد؟ مثلا یک فردی می خواهد بیاید آپارتمان و یا مغازه بسازد و در
این بخش سرمایه گذاری کند، شورای شهر و شهرداری می تواند یک واحد مشاوره
داشته باشد که به متقاضیان مشاوره بدهد، و متقاضیان را راهنمایی کند که در
امور دیگری فعالیت انجام دهند، در خیلی از شهرهای بزرگ دنیا، شهرداری حتی
در رابطه با رنگ آمیزی خانه ها و مغازه ها نیز نظر می دهد، می خواهیم
بدانیم که شوراهای شهر ما می تواند به آن شهر و شورای شهر ایده آل نزدیک
شود؟
ببینید شورای شهر ما از نظر اختیارات شاید از ضعیف ترین شوراهای شهر دنیا
باشد!
·
ایران یا دنیا؟
دنیا!
·
دلیلش؟!
دلیلش اینست که این شهرداری از متن و کلمه لاتین(city
office)
ترجمه شده است، که معنی آن به فارسی می شود خانه شهر! شهرداری در دنیا یعنی
صاحبخانه! موقعی که کلید طلایی را می دهند دست شهردار، به او می گویند شما
صاحب خانه هستید! الان می بینید که هفتاد سال است که در مملکت ما، شهرداری
آسفالت می کند، مخابرات می کند تلفن می کشد! شهرداری آسفالت می کند شرکت
گاز می کند، گاز می کشد. سازمان آب می کند! آب می کشد! اگر ما بیاییم
خسارتی که از این لحاظ وارد می شود و مردم و شهرها تحمل می کنند حساب کنیم،
با ضرر و زیان خودروها و غیره، ارقام سرسام آوری می شود ، و همین موضوع،
همیشه مورد انتقاد همه شهرها و مردم است، اما دولت در مقابل این مسائل،
حالت انفعالی دارد!
·
حالا این مسئله در عملکرد خود شهرداری هم به چشم می خورد، نمونه آن محوطه
روبروی پارک بزرگ شهر که تا بحال چندین بار توسط شهرداری تخریب و بازسازی
شده است !
حالا من یک چیزی به شما بگویم! این بحث دیگریست. در دنیا آب، برق، تلفن،
فاضلاب، آموزش و پرورش و حتی پلیس و نیروی انتظامی، زیر نظر شهرداری است.
این مدیریت واحد شهری است! و شورای شهر مجلس کوچک و پارلمان محلی است! و به
اصطلاح رئیس آن رئیس جمهور شهر است. من یک سوالی از شما می کنم، ببینید یک
نفر که استاندار و هماهنگ کننده استان و نماینده دولت در استان است، اگر
بخواهد و خواسته باشد این مدیران و مسئولان آب و برق و تلفن و شهرداریو
غیره را یک جا دور هم جمع کند چقدر مشکل است، حالا به توافق برسند یا نرسند
که بماند! یکی مسافرت است! یکی ماموریت است! یکی مرخصی است! یکی بیمار
است! و این یعنی چه؟! یعنی خراب!! دنیا به این نتیجه رسیده است که مدیریت
واحد شهری باید باشد. این ماده 136 و 146 و 147 مدیریت واحد شهری در برنامه
سوم به تصویب رسید، این را باید انجام بدهیم، ولی هنوز هم که هنوز است
انجام نمی شود! آمدند نشستند و بلند شدند و گفتند کتابخانه ها را بدهید
شهرداری! زمین های دولتی خارج از محدوده را بدهید شهرداری ها! یعنی می
خواهند خراب را خرابترش کنند یا خراب خرابتر هم می شود؟ بابا جان! دارایی
را بدهید شهرداری! بانک ها را بدهید شهرداری! و این را من به شما بگویم، تا
همینی که هستیم، هستیم، همین هست که هست! دنیا در مواردی به یک حقیقت
رسیده، روی آن بحث نکنیم! ریاضی به این نتیجه رسیده که دو خط موازی همدیگر
را قطع نمی کنند. دیگر کسی روی این قضایای تثبیت شده بحث نمی کند. آقا جان!
هر مدیری باید یک تلفنچی داشته باشد. مدیر اگر تلفن را خودش بردارد و جواب
بدهد، اعصابش خورد می شود. این دیگر بحثی روی آن نیست، دنیا به این نتیجه
رسیده که شهرداری یعنی مدیریت واحد! و غیر از این باشد، تا همینی که هستیم،
همین است که هست! توقعات مردم را با شعار و تبلیغات بالا برده ایم. مردم یک
روزی دو بار ما و اعضای شوراهای شهر را انتخاب کردند، و موقع انتخابات طوری
تبلیغ کردند که مردم با خود گفتند همه مشکلات ما به دست شورای شهر حل می
شود.
شورای شهر حتی بر ادارات هم حق نظارت دارد. اما گفتند نظارت حدود دارد! خب
آقا حدودش چیه؟ گفتند و می گویند در حدی که مانع جریان عادی امور نشود! خب
بنده هی می روم پیش فلان مدیر کل، می گویم سلام علیکم! می گوید آقا من کار
دارم شما مانع جریان عادی نشوید! ببینید! شما تا اختیارات ندهید، مسئولیت
نمی توانید بخواهید! نمی توانید بگویید که این چی شد و آن چی شد؟ برای مردم
توقع ایجاد شد، و شورای شهر نتوانست توقعات را برآورده بکند! مردم از آن
رنجیدند! شما دیدید که در انتخابات اول شورا چقدر مردم شرکت کردند، و در
انتخابات دوم هم که دیدید چقدر شرکت کردند!
·
شورای شهر مقصر است!
شورای شهر مقصر نیست!
·
پس مردم مقصر هستند؟
قانون مقصر است! اختیارات به ما بدهند! شما بیایید بنشینید ما اختیاراتمان
را جلوی شما می گذاریم، ببینید با این اختیارات چه کار می شود کرد! ولی
همین شورای شهر با اختیارات ضعیف بودنش بهتر از نبودنش هست! چرا؟ برای
اینکه 9 نفر نمی توانند دیگر زیر زیرکی و یواشکی کار کنند! 9 نفر از طرفی
موجودیتشان با شورای شهر وابسته به رای مردم است. اگر با مردم خوب رفتار
نکنند، مردم دیگر به آنها رای نمی دهند. مثلا ببینید! شورای شهر شهردار را
انتخاب می کند، اما هر وقت که شهردار می خواهد برود مرخصی، از استاندار
اجازه می گیرد!! قانون است. این یعنی چه؟ من الان نمی دانم شهردار کجاست؟
حتی ما پیشنهاد کردیم گفتیم، مدیران و معاونین شهرداری، و شهرداران مناطق
رای اعتماد از شورا بگیرند. قبول نکردند! هر روز هم که نمی شود یک شهردار
عوض کرد! آنطرف انتقاد می شود چرا شهردار را عوض نمی کنی؟ باید توضیح
بدهیم! آنطرف انتقاد می کند چرا نگه داشتید؟ باز باید توضیح بدهیم. و این
اصل مشکل ما است. البته مشکلات شهرداری هم زیاد است، همینی هم که هست خیلی
خوبه! باش تا صبح دولتت بدمد، که این هنوز از نتایج سحر است! الان شورای
شهر تنظیم کردن 50 میلیارد اعتبار را به عهده دارد. پنجاه شصت میلیون هم
که در برنامه استانداری است. اینها را ما با نه نفر انجام می دهیم. و من با
جرات و شهامت ادعا می کنم که جلوی حیف و میل را گرفتیم!
·
پس قضیه آقای گلاب، عضو سابق شورای شهر چه می شود؟ دادگاهش به کجا رسید؟
آیا خلافی انجام داده بود یا نه؟
ببینید! قضیه گلاب باعث افتخار ما است! اگر محکوم بشود باعث افتخار شورا
است! و اگر محکوم هم نشود باعث افتخار شورا هست. من ازشما سوال می کنم، در
ادارات دیگر همه علیه السلام هستند؟!
ما با مردم طرف هستیم. یعنی گلاب رفت زیر سوال! زیر سوالی که هنوز بعد از
هشت ماه حکم محکومیتش صادر نشده. و بعد مردم احساس کردند گلاب شاکی ندارد!
گلاب بگو مگوی مردم است. یعنی اینجا اینقدر حساس است! مسائلی که در
سازمانهای غیر مردمی دغدغه ندارد! اینجا وحشت دارد. شما هیچ موقع نمی
توانید زنگ بزنید به استاندار! به فرماندار! بگویید من می خواهم چهار ساعت
با شما مصاحبه کنم. او نمی آید. من هم می توانم نیایم، اما اگر نیایم، دیگر
نماینده شورای شهر نیستم! شما مقامات دولتی را نمی توانید در کوچه و خیابان
نگهدارید. چند بار خود شما جلوی مرا گرفتید؟ نیم ساعت! یک ساعت! من هیچوقت
گفتم آقا خداحافظ شما؟! من دو تا حالت می توانم داشته باشم، یا اعتقاد دارم
و ترا بعنوان یک شهروند دوست می دارم و برایت احترام قائل هستم، یا سیاسی
هستم و رای می خواهم، پس می ایستم و به سوالت پاسخ می دهم. اما آنها رای
نمی خواهند. چند بار چند تا استاندار را با رای شما آوردند؟ چند تا
فرماندار را با رای شما آوردند؟ حالا اینکه گلاب مقصر هست یا نیست را خدا
می داند. شما مجبور نیستی که برای ما محاکمه تشکیل بدهی، خودت تشخیص می
دهی! و وقتی تشخیص دادی، من نمی توانم بگویم به من رای بده! خب! مسلم است
که رای نمی دهی! آقای شوق الشعراء! دنیا الان حکومت مردم به مردم را
پذیرفته، الان حکومت کله قندی دیگر جواب نمی دهد. ما در ارتباط با مالیاتی
که به دولت می دهیم، جزو هشتم یا نهم به نسبت جمعیت هستیم، ولی اعتباراتی
که می گیریم ببینید چقدر هست!
شما کی فکر می کردی یک کشتارگاه صنعتی در شهر شما ایجاد بشود که یک دونه
شاخ گاو و گوسفند هم هدر نرود! شما کی فکر می کردی که کارخانه بازیافت
اینجا بخورد زمین! انشاالله تا شش ماه دیگر افتتاح می شود. شما کی فکر می
کردی در پارک دانشجو اینقدر هزینه کنند! الان استخر آن دارد کار می کند.
شما کی فکر می کردی بلوار استقلال از شمال شهر شما که در واقع جنوب شهر
شماست ایجاد کنند! الان خدماتی که دارد در شمال شهر شما انجام می شود زیاد
است. خیلی کارهای دیگر هم می خواستیم انجام دهیم. حتی می خواستیم
نمایشگاه را هم ببریم آنطرف شهر که مخالفت شد و زورمون نرسید! یک روزی ما
رفتیم به یک مسجدی، یک جوانی بود به ما گفت: که آقا من دیگر به شورای شهر
رای نمی دهم! گفتم چرا؟ گفت چون خوب کار نکردید! گفتم من خوب کار نکردم، به
من رای نده! ولی به شورای شهر رای بده! الان هم که انتخابات شورای شهر
نزدیک است من یک مقاله ای دارم می نویسم که به چه کسی رای بدهیم! و چرا رای
بدهیم! من به مردم عرض می کنم، ننشینید ببینید چه کسی وارد میدان می شود،
همین که شهامت آمدن دارد قابل تحسین است و کمر به خدمت بسته خوب است! خود
مردم بیایند بنشینند کسانی که اصلا نمی خواهند به میدان بیایند را بروند به
میدان بیاورند! دستش را بگیرند و او را وارد میدان کند. ما در محلات افرادی
را داریم که در حد خودش به اندازه یک شورا کار کرده، آنهم با دست خالی! حتی
خانه برای مردم ساخته! آدم های شایسته، نیروهای برجسته زیاد هستند. خود
مردم بروند دستشان را بگیرند بیاورند میدان، ستاد تشکیل بدهند برای اینها!
آنوقت ببینید شورا بهتر می شود و بیشتر شرکت می کنند در انتخابات. خب! یک
عده می آیند و یک تبلیغاتی و یک انتخاباتی، بعد که اسمشان درآمد حالا شروع
می کنند به تاختن!
تو چیکار کردی؟ چرا نرفتی دنبال آدمهای شایسته! اینکه نمی شود گفت که ما در
شهر شایستگان را نداریم. بروند دنبال آدمهای متخصص و متعهد، و ترکیب شورا
را ازهمه نظر، چه از نظر علمی، چه از نظر تجربی و چه از نظر تخصصی کامل
ایجاد کنید. من بطور کلی به شورا اعتقاد دارم و شورایی فکر می کنم. شورا در
دنیا ریشه در قانون دارد، ولی در اسلام، ریشه در قانون و اعتقادات دارد،
ببینید چقدر آیات و احادیث در رابطه با شورا داریم! اما واقعیت اینست که
خیلی با شوراها همکاری نمی شود، من یک روز در یکی از جلسات گفتم: به اندازه
یک پفک نمکی هم از ما تبلیغ نمی شود! در رسانه های گروهی فقط می کوبند. خب
بکوبند! شورا پول بیت المال است برو بکوب! مال خودته! ولی انصاف باید داشت.
من چکار می توانستم انجام بدهم که ندادم؟ و از این بیشتر هم از من بر نمی
آید. خدا شاهده!
·
کمیسیون توافقات شهرداری،جایگاه قانونی هم دارد یا ندارد؟
والله! هیچ جایگاه قانونی ندارد! منتهی از نظر قانونی و شرعی هم نه جایی
این را تعریف کرده، و نه جایی رد کرده! اما از نظر شرعی به اصطلاح مدتها
هست که این قضیه جا افتاده و در اکثر شهرداری ها هم هست. کمیسیون توافقات
بد هم نیست! یعنی یک وقتی خانه شما در مسیر خیابان قرار می گیرد، یک قیمتی
روی آن می گذارند، بعد شما می آیی می گویی ارزان است. می گویند چند؟
سرانجام یک مقدار کمتر بیشتر یک مبلغی را تعیین می کنند، و گاه زمین را
جابجا می کنند. این کمیسیون توافقات اگر طرف یا طرفین قبول نکردند، هیچ
موقعیت اجرایی ندارد!
·
اما سوال اینجاست که شورای شهر و شهرداری که نماینده مردم هستند، آیا می
توانند روی حقوق مزدم توافق داشته باشند یا نه؟ توافق یعنی گریز از قانون
در شهر؟
نه! این نیست. یک نمونه ای را به شما بگویم. زمانی که من شهردار بودم
خیابان منتظر قائم احداث شد
·
چه سالی؟
سال 1362 این بلوار افتتاح شد، یک کاروانسرا آنجا بود، اگر یادتان باشد
پارکینگ بود و 80 درصد این کاسب ها در اطراف آن کاروانسرا کار می کردند،
جوشکار، نقاش، صافکار، خیاط و غیره بودند. موقعی که ما آمدیم اینجا را
احداث کنیم، ما به هر کدام از آنها در کنار بلوار مغازه دادیم، با اینکه
مالک هم نبودند و مستاجر بودند. یا موقعی که آمدیم بلوار دهه فجر را احداث
کردیم، من به این نتیجه رسیدم که این یک عده پیرمرد و پیرزن اگر پول زیاد
بدستشان بدهیم. اینها شب این پول را ندارند. پسرها و دخترها می گیرند و
خلاص! باید توجه کرد که حق باشماست! چون ما نماینده مردم هستیم، بنده خدا
وارد می شود می گوید حاج آقا اصلانی اینجا نشسته، بارها خدا شاهده هر چی
گفتیم، گفتند حاج آقا هر چی تو بگویی امضاء می کنم، مگر در معامله رضایت
طرفین شرط نیست؟ اما من نباید خودم را بخاطر شهرداری جهنمی کنم، پس من آمدم
14 خانه در امام شهر خریدم. من یادم است که آنموقع هر خانه ای را 14 هزار
تومان خریدم. خانه شش هزار تومانی را خراب کردم و خانه 14 هزار تومانی به
آنها دادم، سوابق آن هم در شهرداری هست. شهرداری باید اینجور عمل کند. اصلا
وظیفه ما توجیه کردن مردم است. البته اکثر توافقات ما به کارشناسی کشیده
شده، ولی غیر کارشناسی یا کارشناسی هر کسی در توافقاتی که من انجام دادم
ناراضی هست، بیاید من بدهم! بهتر از این می شود گفت؟ ما اگر درست عمل کنیم.
ما اگر در برابر ارباب رجوع احساس مسئولیت داشته باشیم و آنان را ولی نعمت
خود بدانیم، بسیاری از مشکلات حل می شود. شما الان دارید با رئیس شورای شهر
مصاحبه می کنید، اما اگر ایندفعه نیاییم و یا مردم به من رای ندهند، چه کسی
دیگر محل به من می گذارد؟ ما هر چه داریم، تعارف نیست، از مردم داریم،
بنابراین ما باید اول به مردم فکر کنیم!
·
یک معضل بزرگی که شهر یزد دارد، عرض کم خیابان های آن مثل فرخی و کاشانی می
باشد که با این عرض کم، هم اکنون که جواب نمی دهد، مطمئنا در آینده هم بدتر
می شود با توجه به اینکه ستاره یزد هم می خواهد افتتاح شود آیا در این
رابطه فکری کرده اید؟
ببینید ما بالاخره اگر این وضع ادامه داشته باشد بدتر هم می شود من از شما
سوال می کنم در کجای دنیا خیابان می کشند تا دوطرف آن اتومبیل پاک کنند؟
اصلا در هیچ کجای دنیا طرفین خیابان اتومبیل پارک نمی کنند ، این را نمی
گویم که ما مقصر نیستیم ولی نمی دانم چطور می شود موقعی که سیستم خوب کار
نکند همه می شوند مقصر، ولی درست که کار کند، یکی مقصر می شود. در ژاپن هر
مدیری که کار می کند در هر اداره یا کارخانه ای در یک سالن بزرگ می نشیند و
بقیه نیروهای او در آن سالن مشغول بکار هستند، اگر این مدیر یک سری
پچرخاند، تمام نیروهای خود را می بیند ما هم مدیرانمان در یک اتاقی در بسته
با چند تا دربان محفوظ می کنیم، اصلا نمی دانیم آن تو چه خبره!
ببینید ما باید اشرافیت داشته باشیم! اطلاعات داشته باشیم! تا برنامه داشته
باشیم، ما در اصول یک مقدار افت داریم. شما را به خدا پارکینگی بهتر از
پارکینگ ملااسماعیل در یزد ما داریم؟ شما بروید ببینید چندتا اتومبیل در آن
پارک هست! همه در کوچه های اطراف پارک کردند. آقای مهندس شرافت، یکی از
کارهایی که خداییش خوب انجام داد، این بود که در محلات و در کنار خیابان ها
پارکینگ ایجاد کرد. یعنی در خیابانی نیست که پارکینگ نباشد، الان در خیابان
امام، تمام گاراژهای قبلی به عنوان پارکینگ درشان باز است، بروید ببینید
چند تا اتومبیل داخل آن است؟ شما این را بدانید هیچ کجای دنیا به اندازه
یزد موتور ندارد، من چند بار با دو تسبیح نشسته ام کنار خیابان و هرموتوری
که رد شد با یک تسبیح و هر اتومبیلی که رد شد با تسبیح دیگر یک دانه
انداختم، بعد تسبیح موتورها زودتر از اتومبیل ها تمام ش، این یعنی موتور ما
بیشتر از اتومبیل ماست، و رانندگی آنها را شما ببیند.
·
حالا یک شانسی که آورده اید این است که اگر این موتور ها هم ماشین بودند آن
وقت چه کاری انجام می دادید؟ الان خیابان امام دهها سال پیش ساخته شده،
خیابان دهم فروردین و حتی خیابان فرخی هم زمانی ساخته شده که مثلا تعداد
اتومبیل های یزد کم بوده است، حالا شهر گسترش پیدا کرده، اتومبیل و
موتورسیکلت هم زیاد شده، اما ظرف همان ظرف است، آیا این ظرف هنوز جواب می
دهد؟
اولا اینجوری که شما می گویید نیست، خود من 34 خیابان و بلوار در زمان
شهردای ایجاد کردم، و الان حدود 28 خیابان یا به بهربرداری رسیده یا در دست
احداث است. ولی ببینید این چاره کار نیست! با کشتن مریض، مرض از بین نمی
رود؛ باید میکروب را نابود کرد. از نظر استاندارد، هر شهری با 40 هزار
نفرجمعیت باید مینی بوس داشته باشد و هر شهری با80 هزار نفر جمعیت باید
اتوبوس داشته باشد و هر شهری با 200 هزار نفر جمعیت باید قطار برقی داشته
باشد و هر شهری که از 300 هزار نفر به بالا جمعیت داشته باشد، باید مترو
داشته باشد. این را که ما نداریم! و نمی توانیم که با احداث خیابان جواب
اینهمه ماشین را بدهیم. نمی شود به مردم هم گفت ماشین سوار نشو! منتهی
مثلا اگر خود شما بدانید که فرزندتان یک کاری پیدا خواهد کرد که این شغل
قابلیت اجاره کردن یک خانه مناسب را برای او مهیا می کند شما خودت را به آب
و آتش می زنی که برایش خانه بخری؟ در دنیا اینجور است که اتوبوس به طور
دقیق حرکت می کند. دقیقا نوشته است چه دقیقه ای می رسد، آن وقت شما چه مرضی
دارید که سوار اتومبیل شوید؟ ما باید برویم دنبال آن دقت و نظم! البته این
خیابان ها باید کشیده شود و الان هم دارد کشیده می شو،د پل هوایی زده می
شود. مثلا همان خیابانی که ستاره در آن قرار دارد ، ستاره متعهد شده است در
فاصله 500 متری یک پارکینگ با ظرفیت 1500اتومبیل بسازد و الان هم پل شهدای
محراب انشا الله تا یکی دو ماه دیگر زیر ترافیک قرار می گیرد، البته یک
قسمتی از آن! ولی همه اینها وضع موجود را حفظ می کند. و وضع موجود تبدیل به
وضع مطلوب نمی شود. وضع مطلوب زمانی ایجاد می شود که وسایل عمومی را در
کنار هم داشته باشیم، ما الان واقعا بد کار کردیم. ضعف ما بوده که
نتوانستیم مترو را جا بیاندازیم. ما اگر مترو را الان با 100 هزار تومان
بسازیم، ده سال دیگر آنرا باید با یک میلیون تومان بسازیم. اصلا در خیلی
از مسیرهایی که در مسیر مترو قرار می گیرند، ساختمان ساخته می شود. خب! ما
برنامه ای نداریم. برای حل ترافیک، من احداث خیابان را علاج نمی دانم، لازم
هست، ولی کافی نیست! رفتن به سوی وسایل عمومی و مترو علاج واقعی هست
·
الان دبیرخانه شورای ترافیک در استانداری یزد مستقر است و بیشتر مسائل
ترافیک شهری هم به شهرداری و شورای شهر برمی گردد، آیا این دبیرخانه نباید
در شورای شهر یا شورای شهر مستقر باشد؟
یک شورای ترافیکی در یزد هست، در شهرداری یزد هم هست، کارشناس شورای شهر
هم در آنجا شرکت می کند. یک دبیرخانه شورای ترافیک هم در استانداری مستقر
هست که آنها با هم در ارتباط می باشند، حتی من اعتقاد دارم که شهرداری باید
یک معاون ترافیک داشته باشد منتهی خود من الان مخالف هستم با وجود معاون
ترافیک!
·
چــرا؟
اعتقاد دارم باید داشته باشد، اما خودم خیلی الان اگر بخواهند تشکیل بدهند
موافق نیستم. ممکن است مخالفت نکنم ولی می دانید چرا؟ ببینید ! ما اول باید
زمینه را برای ایجاد یک موقعیت شهری ایجاد کنیم، بعد آن به خودی خود تشکیل
می شود. ما نه نیروی فنی ترافیک داریم! نه به اصطلاح وظایف معاون ترافیک در
شهرداری ها خوب تعریف شده! خوب فرد، فردا که می شود نه می تواند کار خودش
را انجام دهد! نه آنجا که تشکیل شده امکانات و اختیارات لازم را دارد!
موقعی معاون ترافیک شهرداری موفق می شود که راهنمایی رانندگی هم زیر نظرش
باشد، دبیرخانه ترافیک استانداری هم همینطور زیر نظرشباشد. اعتبارات لازم
هم برای کارهایی مثل مترو در اختیارش باشد. اسم که سازنده نیست. همانطور که
شورای شهر ما اسمش را داریم، اصلش را نداریم! چرا؟ باید واقعا بیایند تعریف
کنند وظایفش را و زمینه مناسبی را برای رشد معاونت ترافیک ایجاد کنند، آن
موقع وجود معاون ترافیک می تواند اثر بخش باشد |