محمد رضا شوق الشعراء

 

مصاحبه با اصلانی رئیس شورای شهر یزد

(قسمت اول)

یکی از مشکلات ما اینست که الان  مسئولین کارشناسی هم می کنند! و کارشناسان ما تابع نظر مسئولین هستند!

اگر مدیران مدیریت کنند و کارشناسان کارشناسی کنند، مسلما وضع ما بهتر از اینی که هست می شود؟

متولد و اهل کجا هستید؟

متولد سال 1325 هستم. اهل میانه آذربایجان شرقی!

·         با توجه به اینکه شما غیر یزدی هستید، دیدگاه شما نسبت به یزد و یزدیها چیست؟

اولا که من یزدی هستم، غیر یزدی نیستم، در دعوا نرخ تعیین نکنید! من 34 سال است که در یزد هستم. من از 27 سالگی، دوره سربازی و خدمتم را در یزد شروع کردم. در دوره سربازی، سپاهی بهداشت بودم. و طی دوران سپاهی گری تمام دهات یزد را کوچه به کوچه و کوه به کوه گشتم. اکثر کارگاههای قالی بافی بهداشتی. درمانگاه. حمام و رختشویخانه هایی که دارید و موجود هست، در دوره ای ساخته شده که من در سپاه بهداشت بودم!

بعد از پایان دوره خدمت رفتم آذربایجان و در دانشگاه تبریز بعنوان دبیر گروه علوم روانشناسی استخدام شدم. بعد انجمن شهر آنزمان یزد، یک نامه و تلگرافی برای من فرستادند، و متن تلگرافشان این بود، که جناب سروان اصلانی، ما شما را بعنوان معاون شهردار یزد انتخاب کردیم، و شما بسرعت تشریف بیاورید و در شهرداری یزد مشغول کار شوید.

·         چه سالی بود؟

سال 1350 – بعد من نیامدم. تلگرافات ادامه یافت. این تلگرافات در پرونده من هست. تلگراف بعدی آمد، جناب سروان اصلانی، مردم حق شناس یزد، چشم براه آمدن شما هستند. خب! آذری بودیم و جواب دادیم و فکر کردیم که پشت دروازه قرآن منتظر ما هستند! استادی داشتم بنام «دکتر خانلو» با او برای رفتن به یزد مشورت کردم، و او گفت: تو بدرد دانشگاه نمی خوری! تو باید بروی استانداری، فرمانداری، شهرداری! بیا برو و ما یکسال پست ترا حفظ می کنیم، و بعد آمدیم یزد و آقای مهندس موئد اعلائی شهردار بود، و محل ساختمان شهرداری هم آنزمان جلوی محل فعلی اورژانس کلانتری قرار داشت. خلاصه معرفی شدیم و بعد، محبت یزدیها و ارادت من به مردم و تقدیر، باعث ماندگاری ما در یزد شد. نکته اینجاست که در پرونده کاری من تقاضای استخدام نیست. دعوت بکار شدم و در یزد ماندم.

·         با توجه به اینکه شما شهردار قبل از انقلاب و اولین شهردار بعد از انقلاب یزد بودید، شهرداری آنزمان را با این زمان چگونه مقایسه می کنید؟

بگذارید در رابطه با مطلب اولی که پرسیدید نظرتان در رابطه با یزدیها چیست یک توضیحی بدهم! ببینید! در هر ملتی! در هر کشوری! در هر شهر و استانی! یک خصوصیاتی خاص مردم آنجا می باشد، که به آن مشهور هستند و با آن خصوصیات شناخته می شوند. یک عده می گویند وجدان عمومی. یک عده می گویند فرهنگ عمومی. یک عده می گویند فرهنگ اصیل! و اما از شاخصه های مردم یزد، اعتقاد و زحمت کشی و حق شناسی آنهاست. مردم یزد را معتقد، تلاشگر و حق شناس می شناسم... و اما در مورد مقایسه و تفاوت شهرداری آن زمان با این زمان! خیلی مشکل است که شهرداری آن زمان را با این زمان مقایسه کرد.

آنزمان، فرهنگ خاص خودش را داشت. اصول خاص خودش را داشت. آنزمان مسئله باورها و اعتقادات به گونه دیگری مطرح می شد. من نمی خواهم بگویم مردم بی دین بودند. نه! همان مسلمانهای قبل از انقلاب، انقلاب را پیش آوردند. ولی در کل اعتقادات مبنی نبود. مسائل اصول خاص خودش را داشت. ولی الان باورها و اعتقادات، هم معیار بر مبنی شهر است و هم شهرداری و هم سایر ادارات و سازمانها... و این یکی ازشاخصه های تفاوت شهرداری و ادارات قبل از انقلاب با بعد از انقلاب می باشد. من یادم هست یزد آن زمانها یک استانداری داشت، و روزی به من گفت: که حال شما چطور است؟ گفتم الحمدلله! زیر سایه پروردگار! و ایشان با کمال پررویی به من گفت که نخیر! زیر سایه اعلیحضرت!

این فرقش هست. واقعا رفتار مسئولین آنزمان و سردمداران آنزمان مبنای اعتقادی نداشت. مسئولین این زمان با آن زمان قابل مقایسه نیستند. اما الان یک بحثی پیش آمده که نگران کننده است، و آن اینکه الان دولتمردان این زمان، یک مقدار اطلاعاتشان در مورد قوانین کم است، و کمتر مسلط هستند و کمتر مطالعه می کنند، کمتر بررسی  می کنند و به تخصص کمتر بهاء می دهند، نه آنکه آنزمان بیشتر بهاء می دادند، الان کمتر بهاء می دهند! و یکی از مشکلات ما اینست که الان  مسئولین کارشناسی هم می کنند! و کارشناسان ما تابع نظر مسئولین هستند! این خیلی ضربه سختی برای ماست، اگر مدیران مدیریت کنند و کارشناسان کارشناسی کنند، مسلما وضع ما بهتر از اینی که هست می شود؟

·         چی شد که شما از شهرداری رفتید؟

من دوبار از شهرداری رفتم. یکبار قبل از انقلاب.  که آنزمان شهرداریها اتحادیه شهرداریها داشتند در وزارت کشور که الان سازمان شهرداری هست. این اتحادیه در چهار منطقه کشور تشکیل شد، من آنموقع معاون شهرداری بودم، در منطقه جنوبشرق که شامل یزد و کرمان و سیستان و بندرعباس بود انتخابات صورت گرفت، و من رای آوردم و شدم قائم مقام اتحادیه شهرداریها! و بعد از چندماه بعنوان شهردار یزد انتخاب شدم در قبل از انقلاب، و بعد تا سال 64 شهردار یزد بودم. بعد از انقلاب، حکم من را شهید صدوقی داد و بعد از آنهم شورا تشکیل شد، بعد استاندار آمد و حکم مرا تائید کرد، بعد از آن شورا مرا بعنوان شهردار انتخاب کرد، و من تا سال 64 بمدت هشت سال شهردار یزد بودم و بعد شورا منحل شد، و شورا که منحل شد، شهرداری برنامه دیگری به خود گرفت و شهردار هم به خودی خود رفت پی کارش، و بعبارتی من را نه برکنار کردن و برداشتن، نه استعفاء دادم.

·         قضیه ایجاد خیابان جنب کارخانه سعادت نساجان به رفتن شما از شهرداری ارتباط نداشت؟

اصلا! من نه کنار گذاشته شدم و نه استعفاء دادم. چون عرض کردم که من قائم مقام اتحادیه بودم، اتحادیه منحل شد، من شدم جزو کارمندان وزارت کشور و من کارمندی بودم که یک ساعت در وزارت کار نکرده بودم، بعد شورا که منحل شد، استاندار شد قائم مقام و دیگر تا شورایی که الان تشکیل شد، دیگر شورایی نبود و من رفتم وزارت کشور و حدود هشت ماه بعنوان کارشناس کار کردم و بعد هم بعنوان مامور خدمت از وزارت کشور آمدم قائم مقام دانشگاه آزاد اسلامی شدم. آن مسئله ای که شما به آن اشاره کردید، یک دیواری تخریب شده بود که به ثبت رسیده بوده، ما هم تخریب نکرده بودیم. یک پرونده برای من تشکیل دادند و مدیر کل ارشاد آن زمان شکایت کرده بود و بعد هم آمد رضایت داد و این قضیه ارتباطی با رفتن من از شهرداری نداشت.

·         با توجه به سابقه زیادی که در شهرداری یزد دارید، عملکرد شهردار فعلی را نسبت به شهردارهای قبلی چگونه ارزیابی می کنید؟

اصلا اینکه ما بگوییم شهردار خوب بوده یا بد بوده یا خوب کار کرده و یا بد کار کرده درست نیست. چرا که کار در شهرداری یک کار جمعی است. بعبارتی در موفقیت شهردار، استانداری شریک است. معاونین استانداری شریکند. فرمانداری شریک است. شورای شهر شریک است، کارکنان شهرداری نقش اساسی و سازنده دارند، و تعامل اینها باعث می شود که یک شهردار بتواند کار انجام دهد! حالا اینجا این یک بحث است که این شهردار است که کارکنان را به کار وا می دارد، و ایجاد تعامل بین مادون و مافوق می کند، یا مادونها و مافوق ها و کارکنان هستند که شهردار را به حرکت در می آورند؟ بهرحال در مقام مقایسه، شورا و شهردار را در دو سال دوم، موفقتر از دو سال اول شورا می دانم. الان شورای شهر با شهردار هماهنگ تر است.

·         شهردار هم با شورا هماهنگ است؟

شهردار هم با شورا هماهنگ است!

·         در رابطه با پل هوایی میدان شهید باهنر، شهردار مصوبه شورای شهر را اجراء کرده است؟!

بلی! اولا که مشاورین آمدند و طراحان طراحی کردند و طرح اصلاح شد. طرح پل باهنر زیر گذر بود، سابقه قبلی هم داشت. طرح آن را دکتر شاهی داده بود. ما هم پل باهنر را زیر گذر در نظر گرفتیم. بعد مخابرات یکدفعه پیدا شد و گفت که آقا! فیبر نوری ایران و آسیا از اینجا عبور می کند، و اگر شما دست بزنید، حداقل شش ماه ارتباط ما با دنیا قطع می شود، و ما خیلی اصرار کردیم و اینها زیر بار نرفتند. با وزارتخانه تماس گرفتیم. متن نامه مدیرکل مخابرات را  دارم که به شما نشان می دهم. البته تاسیسات آب و برق و فاضلاب هم بود. اما بالاخره می ارزید و ارزش داشت که ما زیر گذر ایجاد کنیم. ما به آنها گفتیم که شما یک اجازه ای بدهید که مثلا ما در دو متری زیر زمین، از زیر دیوار بچینیم و به یک نحوی از از ارتفاع آن بکاهیم، گفتند نه! نخیر نمی شود. و ما مجبور شدیم با استفاده از نظر کارشناسان پل را روگذر طراحی و تصویب بکنیم و ارتفاع و زیبایی پل را تا آنجا که می شد  رعایت کرده ایم.

·         در رابطه با بازسازی میرچقماق چه نظری دارید؟ آیا شورای شهر در جریان این بازسازی بوده است؟

در جریان بوده اما دخیل نبوده! میرچقماق را  یونسکو هم دست رویش گذاشته! آقای مهندس سفید استاندار اسبق یزد بعنوان نماینده وزیر مسکن مسئولیت بازسازی میرچقماق را بعهده داشته. ما قبلا آمده بودیم یک راستگرد از خیابان امام به سلمان طراحی کرده بودیم. در تصویب طرح و تملک زمینهای مورد نظر، شورا هم دخیل بود، اما به اتمام نرسید. راستگرد مورد نظر از آنطرف و از کاروانسرای علیچی می خورد به خیابان امام و تا روبروی شاهزاده فاضل امتداد پیدا می کرد. و اما این طرح اجراء شده سازمان میراث فرهنگی ، به شورا ارسال نشده و  در شورای شهر تصویب نشده! اگر هم آمده باشد، من ندیدم!!

·     آیا می شود طرح به این مهمی و بزرگی که می خواهند در شهر اجراء کنند، شورای شهر را در جریان نگذارند و دخیل نکنند و طرح را به تصویب شورای شهر نرسانند؟

عرض کردم در مورد راست گردها چون ما باید تملک کنیم در جریان بودیم، ولی در ارتباط با طرح خود میدان میرچقماق و بازسازی آن ما چیز خاصی نمی دانیم!

·     سالها قبل یک قطعه زمین بزرگی بود متعلق به شهرداری در بلوار شهیدان اشرف که به موسسه جواد برای آپارتمان سازی واگذار شده بود، مسئله این آپارتمانها به کچا ختم شد؟ و آیا شهرداری به حق و حقوق خود رسید؟

این قضیه، قضیه مفصلی بود. موقعی که شورای اول شهر شروع بکار کرد، ما متوجه این قضیه شدیم و دیدیم شهرداری آمده با یک آقایی قرارداد بسته بنام شرکت جواد و مدیرعامل آن هم رکن الدینی بوده است، و توافق شده بعد از ساخت،  12 درصد آپارتمان به شهرداری بدهند و بقیه را خودشان بفروشند. ما با پی بردن به این قضیه وارد گود شدیم و گفتیم این چه قراردادی است؟! کی این قرارداد را اینگونه بسته است؟  بالاخره بعد از مطرح شدن و این ور و اون ور زدن، 12 درصد شد 16 درصد!! چهار درصد اضافه شد! بعد اینها آمدند و یک سری آپارتمان ساختن و فروختن بدون آنکه حتی پرونده و مجوزی داشته باشند. ما فهمیدیم و گفتیم و شهرداری جلویش را گرفت. و سرانجام قرار بر این شد که آنها سهم شهرداری را به فاصله چند ماه بسازند و تحویل بدهند، و اگرنه پس از پایان مدت تعیین شده چند ماهه، روزی ده هزار تومان جریمه تاخیر تحویل بدهند. که این هم سرانجام نشد! من اونموقع نظرم این بود که اصلا ما از خیر این شراکت گذشتیم، بیایید زمین را قیمت کارشناسی کنید و پول زمین را بدهید و آپارتمانها مال خودتان! اما آنها قبول نکردند و بعد آمدند یک ساختمانها و آپارتمانهایی به ما نشان دادند، که این ساختمانها مشخصات ساختمانهایی که ساخته بودند و در قرار داد بود نداشت، بعد کارشناسی هم شد و ما هم تحویل نگرفتیم!

·         مشکل آپارتمانها چی بود؟

مثلا فرض کنید مصالحی که در آپارتمانهای دیگر بکار برده بودند در آپارتمانهای شهرداری بکار نبرده بودند!

* یعنی از مصالح نامرغوب استفاده شده بوده است؟

مثلا آنجا نگاه می کردیم می دیدیم آپارتمانهای خودشان آجر یکدست سفید دارند، ولی در آپارتمانهایی که می خواستند به شهرداری بدهند آجر قرمز هم به چشم می خورد! نه اینکه آشغال باشد، ولی مرغوبیت آن رعایت نشده بود و ما آپارتمانها را تحویل نگرفتیم و بالاخره همینجوری قضیه ادامه پیدا کرد، و بعد قرار بر این شد بگذاریم به نظر کارشناسی و این مسئله کارشناسی شد و مدیرکل دادگستری وقت را بعنوان حکم قبول کردیم، و با حکمیت ایشان ما یک چیز بالاتر و بیشتری در حدی که شرکت در تصور نداشت از آنها گرفتیم، ما به حکمیت راضی شدیم  و در این قضایا به نظر من نظر کارشناسان خیلی بهتر است. کما اینکه همین پیمانکار خواست تا طرح هایی را در بلوار نواب صفوی و نعیم آباد شروع کند که ما با او به توافق نرسیدیم!

* منظور شما از پیمانکار همان موسسه جواد است؟

اینها هم بودند. و ما هم به توافق نرسیدیم و موسسه جواد رفت و با شرکت های دیگر به توافق رسیدیم و الان آنها دارند می سازنند البته برای خودشان، ما  شریک نیستیم.

* با توجه به گسترش بی رویه شهر و اینهمه آپارتمان موجود، آیا شهر یزد باز نیاز به آپارتمان دارد یا نه؟ شهرداری و شورای شهر آماری از تعداد آپارتمانهای موجود دارند؟

بعضی مواقع یک چیزهایی در بورس قرار می گیرد، که این مسئله بخصوص در یزد خیلی عجیب است و شدت بیشتری دارد. یکی مثلا یکدفعه یک کارخانه قالی میزنه وضع مالیش خوب میشه بعد دومی سومی چهارمی، و این خطر است!  مرتب دارند خراب می شوند.  ببنید اقتصاد یک چیز بی رحمی است،  عرضه داریم و تقاضا، و آپارتمان سازی اینجوری شروع شد. ما در گذشته به اصطلاح مجوز آپارتمان اصلا نمی دادیم بخاطر اینکه 400 هزار نفر جمعیت ما بیشتر نیست آنهم 80 درصد برای خود خانه دارند، می ماند 20 درصد، اما آپارتمان سازی افتاد در بورس! گفتیم خیلی خوب! اینها در مناطقی مثل بلوار آزادگان  و آنطرفی که بطرف تفت می رود و صفائیه بیایند و در این مناطق آپارتمان بسازند، آقا یکدفعه شروع شد دیدیم خانه ها  را هم خراب کردند و آپارتمان ساختند!

حتی حالا این آپارتمانهایی که ساخته می شود هیچ ضابطه ای ندارد. البته من نماینده شورای شهر در شهرداری منطقه 3 هستم و تا آنجایی که یادم هست نگذاشتم آپارتمانی ساخته شود که لطمه ای به یک ساختمان مسکونی وارد کند، چون من اعتقادم براینست که شما رفتید در یک جایی خانه انتخاب کردید که به اعتقاد خودتان امن و از نظر خدمات شهری هم خوب است! یکدفعه یک آپارتمان بنا می شود که همه چیز خانه شما می رود زیر دید و نظر آن آپارتمان! حرف من اینست شما شب خوابیده اید، صبح بلند می شوید می ببینید یک بلوار چهل و پنج متری ازکنار خانه اتان رد شده، شهرداری می آید می گوید اینقدر باید حق مرغوبیت بپردازی! می گویی آقا ما که خیابان نمی خواستیم! شهرداری می گوید می خواستی یا نمی خواستی! زمین و ملکت مرغوب شده است یا نه؟! شما می گویید بعله درسته! خب! پس باید حق مرغوبیت را به شهرداری بپردازی، خب! حالا اگر همین شهرداری باعث نامرغوبی هم شد باید خسارت بدهد! این دیگه چه جورست؟ هر چی به نفع شهرداری است درسته؟! گفتند شهر- داری یعنی شهر را ما باید داشته باشیم! در حالیکه این آپارتمانها تا این لحظه که من دارم با شما صحبت می کنم، متاسفانه هیچگونه ضابطه خاصی ندارند، سه نفر یک گوشه ای می نشینند، می گویند آقا بسازیم؟!می سازیم! نسازیم؟! نمی سازیم! که در این رابطه، یکی ازتقاضاهای ما از مدیریت جدید سازمان مسکن و شهرسازی آقای مهندس خواجه رضایی اینست که یک ضابطه ای برای اینگونه آپارتمان سازیها قرار دهند!

·         ببینید حرف در اینجاست که آیا یزد با وجود اینهمه آپارتمانهای خالی، دیگر نیازی به آپارتمان جدید دارد یا ندارد؟

اصلا قبلا هم  نیازی نداشت! شما می گویید الان؟! شما بروید تماشا کنید که بعضی از واحدها و مجتمع هایی که صد تا آپارتمان دارند، فقط چهار پنج چراغش روشن است! منتهی متقاضی است! عرضه و تقاضاست! متقاضی برای احداث تقاضا می کند، شهرداری هم ضابطه ای برای جلوگیری ندارد! مسکن و شهرسازی هم ندارد! میراث فرهنگی هم ممانعتی ندارد و عجیب است که مردم هم می خرند! سازندگان و خریداران اقتصادی فکر می کنند. فکر نمی کنند این چیز برای جامعه لازم هست یا نیست؟ این تابع قانون عرضه و تقاضاست. اگر خریدار باشد، فروشنده هم پیدا می شود!

·     این قضیه در تعداد مغازه های یزد نیزوجود دارد، سازمان بازرگانی اعلام کرده که تعداد مغازه های موجود یزد سه برابر آمار استاندارد است، و بازما می بینیم و شاهد هستیم که مجوز احداث پاساژ و مغازه روزبروز افزایش می یابد. برای این مسئله چه برنامه ای دارید؟

ما نمی توانیم مانع ساخت مغازه توسط مردم شویم. شهرداری مسئول این نیست که مغازه لازم است یا نیست! فرد تقاضا می کند، شهرداری هم مجوز می دهد! فرض کنید که می خواهید به یک مغازه لبنیاتی بروید و خرید کنید، لبنیاتی پول می خواهد، دیگر کار ندارد که شما نیاز به این جنس دارید یا ندارید! جنس خریداری شده را می خورید یا نمی خورید!

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   توفان يزد 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شوق دات كام محفوظ است