محمد رضا شوق الشعراء

 

آقای عاصی! مردم عاصی را در آئینه رئیس دفتر عاصی می بینند!

جهت پرسیدن سوال « سلام سنت است یا بدعت؟» و دادن چند نامه که فکر می کردیم عاصی آن را در سایت ندیده است، عرق ریزان، در روزگرم تیرماه یزد، به دفتر بسیار خنک و سرد استاندار مراجعه کردیم، رئیس دفتر عاصی روبروی باد شدید کولر گازی لمیده بر صندلی، گوشی زیر چانه، با تلفن صحبت می کرد، با یک دست دفترچه کوچکی را ورق می زد، و با دست دیگر با موبایل بازی می کرد، سلام کردیم، نه اعتنایی دیدیم و نه جوابی شنیدیم. ارباب رجوعی دیگر گفت سلام مهندس! رئیس دفتر عاصی، زیر چشم به او نیم نگاهی انداخت انداخت و باز آهسته به صحبتش ادامه داد، بعد از دقایقی، صحبت رئیس دفتر عاصی تمام شد و تلفن را قطع کرد، و پوشه را از ارباب رجوع گرفت، گفتیم برای بار دوم سلام، جواب سلامی خشک و خالی تحویلمان داد و نامه ها را تحویل دادیم، نیم نگاهی به نامه ها انداخته و گفت لزومی نیست مطالب را بیاورید، ما خودمان مطالب را به عرض عاصی می رسانیم، گفتیم با خود فکر کرده ایم که شاید عاصی به سایت مراجعه نکرده و بعضی ازمطالب را ندیده باشد، بنا به رسمی که اززمان مرحوم حمیدیا شروع شده و در زمان استانداران بعد از او ادامه یافت، نامه ها را شخصا آورده ایم، و بعد توضیح دادیم که چرا آمده ایم و چه سوالی داشتیم و چه برخوردی دیدیم، و حتی گفتیم، آقای رئیس جمهور مدام در صحبت هایش به مسئولین می گوید شما خدمتگزار مردم هستید و باید از ثانیه های خدمت به مردم استفاده کنید، و قدر این ثانیه ها را بدانید، و او گفت رئیس جمهور اینها را گفته؟! و ما گفتیم مثل اینکه!

بهر حال وقتی عاصی دلش بحال خودش و آبرویش نمی سوزد، ما چرا بسوزد؟! عاصی تغییر کرده است؟ یا آئینه را اشتباه انتخاب کرده است؟!

عادت کرده ایم که منتظر پاسخ نمانیم!

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   توفان يزد 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شوق دات كام محفوظ است